واژه‌شناسی
نوشتار اصلی: نام‌های ایران
در طول تاریخ «ایران» یکی از رایج‌ترین نام‌های سرزمین و جغرافیای نام‌های ایران بوده‌است. واژهٔ ایران (به پارسی باستان: «اَئیریَه‌نا»، به پارسی میانه: ، تلفظ با یای مجهول)، و برگرفته از کلمه «آریانام خَشَترام» و به معنای «سرزمین آریایی‌ها» است که در گذر زمان به ایران تبدیل شده‌است.[۱۵][۱۶]
آریایی‌ها سرزمین خود را ایریوشَیُنِم یا ایریو دئینگهونام یعنی «مساکن آریایی‌ها» می‌خواندند و بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند میهنشان را ایریانو خْشَثْرُ یعنی «پادشاهی ایرانی‌ها» خواندند. این نام بعدها اِئران شَتْر و «ایران شَهر» شده که «ایران» کوتاه‌شده همین نام است.[۱۷]
واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سانسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَئیریه»، «آریه»، و «اَریه» به کار رفته‌است. همچنین در زبان سانسکریت «اریه» به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی به زبان اوستایی «ائیرین» و به زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود.
«ایران» در واژه به معنی «سرزمین آریایی‌ها» است و مدت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن ایران، اِران، یا ایران‌شهر بود. یونانی‌ها که با ایران در زمان هخامنشیان آشنا شده بودند آن را پِرس (برگرفته از پارس) می‌نامیدند و در دیگر زبان‌های اروپایی هم تلفظ‌های مختلف این واژه (Persia در انگلیسی و Perse در فرانسوی) رایج شده بود. دولت رضاشاه در سال ۱۳۱۳ ش به دولت‌های خارجی اعلام کرد که از این پس فقط از نام «ایران» (Iran) در اشاره به این کشور استفاده شود.[۱۸] این تصمیم مورد اعتراض گروهی از سیاست‌مداران و پژوهشگران قرار گرفت که معتقد بودند این کار موجب شکاف بین پیشینه تاریخی کشور با ایران امروز می‌شود. در نهایت محمدرضا پهلوی در سال ۱۹۵۹ اعلام کرد که هر دو نام قابل استفاده است.[۱۹]
در ۱ فروردین ۱۳۱۴ طبق بخشنامه وزارت امور خارجه نام کشور در مکاتبات رسمی از پرس و پرشیا به ایران تبدیل شد.[۲۰]
فردوسی در شاهنامه چنین می‌گوید:
اَبَرکِتفِ ضحاکِ جادو دو مار
 
بِرُست و برآورد از ایران دَمار[۲۱]
تاریخ
 
نقشه ایران و گستره حکومتی سلسله‌های مختلف از هخامنشیان تا جمهوری اسلامی. در این نقشه حکومت‌های محلی ذکر نشده‌اند. همچنین هنگامی که سرزمین کنونی ایران بخشی از یک امپراتوری خارجی بوده در این نقشه ثبت نشده‌است. به عنوان مثال وقتی ایران زیر حکومت سلوکیان، خلافت اسلامی و مغول بوده‌است.
 
قدیمیترین انیمیشن دنیا که نزدیک به ۵ هزار سال قدمت دارد در شهر سوخته کشف شده‌است.
نوشتار‌های اصلی: تاریخ ایران، تاریخ شاهنشاهی ایران، تاریخ ایران باستان، تاریخ ایران پیش از آریایی‌ها و تاریخ ایران پس از اسلام
پیش از تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ ایران پیش از آریایی‌ها
یافته‌های باستان‌شناسی، نشان از حضور انواع انسان در ایران از دوره دیرینه‌سنگی دارد.[نیازمند اسناد] ابزارهای متعلق به فرهنگ الدوایی و آشولی در ایران یافته شده‌اند.[نیازمند اسناد] در دوران میان‌سنگی بقایای انسان‌های نئاندرتال نیز در ایران به ویژه در زاگرس پیدا شده‌است.[نیازمند اسناد]
انسان خردمند در حدود ۴۰ هزار سال پیش وارد ایران شد.[نیازمند اسناد] آثار مربوط به دوره نوسنگی در اطراف کرمانشاه، خرم‌آباد، مرودشت، سنگ نگاره‌های تیمره گلپایگان، کاشان و هفشجان یافت شده‌است. فرهنگ ابزارسازی این دوره تیغه و ریزتیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.
پیش از مادها (به‌شکل تمدن)
تمدن جیرفت، تمدن تپه سیلک، تمدن اورارتو، کاسی‌ها، تمدن تپه گیان، شهر سوخته و ایلامی‌ها از تمدن‌ها و حکومت‌های باستانی ایران پیش از دوران مادها هستند.
تمدن جیرُفت در استان کرمان در نزدیکی جیرفت و هلیل‌رود قرار داشته‌است. این تمدن مربوط به ۷۰۰۰[۲۲][۲۳][۲۴][۲۵][۲۶][۲۷] سال پیش (پیش از تمدن بین‌النهرین) است؛ و به این روش به عنوان کهن‌ترین تمدن خاور شناخته می‌شود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل‌رود سکنی داشته‌اند. در این محل چند لوح گلی یافت شده که به خطی هندسی روی آن‌ها مطالبی نوشته شده‌است. با اینکه این لوح‌ها هنوز رمزگشایی نشده‌اند ولی در کل می‌توانند روایت‌گر آن باشند که این مردم سازنده خط و زبان بوده‌اند نه سومریان. پیش از این پنداشته می‌شد نخستین مخترعین خط، در آغاز سومریان (۳۶۰۰ پ. م) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند.[۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶]
شهر سوخته بقایای شهری باستانی دارای تمدن است که بین شهرهای زابل و زاهدان واقع شده‌است. این شهر در ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد پایه‌گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد در آن سکونت داشته‌اند. به باور برخی باستان‌شناسان این شهر را باید کهن‌ترین شهر جهان دانست چرا که معدود شهرهای پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه نیستند.[۳۷]
ایلامیان یکی از اقوام سرزمین کنونی ایران بودند که از ۳۲۰۰ تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات ایران فرمانروایی می‌کردند. تمدن ایلام یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان است. ایلام باستان از سواحل خلیج فارس تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می‌شد.[۳۸]
از مادها تا پیش از اسلام
نوشتار‌های اصلی: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان
ماد قومی هندواروپایی و مرتبط با پارسها بود که در سده ۱۷ پیش از میلاد در سرزمینی که بعدها به نام ماد شناخته شد نشیمن گزید.[۳۹] بر پایه برخی منابع مادها میان سده‌های ۹ تا ۷ پیش از میلاد حکومتی یکپارچه برای سرزمین‌های مادی تشکیل ندادند[۴۰] همچنین آنچه از متون آشوری - که اسنادی معاصر با دوران مادها هستند - برمی‌آید، آن است که مادها از سدهٔ نهم تا هفتم پ.م. نتوانسته بودند چنان پیش‌رفتی بیابند که سبب هم‌گرایی و یک پارچگی و سازمان‌یافتگی قبایل و طوایف پراکندهٔ ماد بر محور یک رهبر و فرمانروای برتر و یگانه - که بتوان وی را پادشاه کل سرزمین‌های مادنشین نامید؛ آن گونه که هردوت «دیوکس» را چنین می‌نماید - شده باشد.[۴۱] پس از مادها، هخامنشیان بودند.
هخامنشیان
 
پهناوری پادشاهی هخامنشیان (۵۵۹–۳۳۰ پیش از میلاد)
هخامنشیان دودمانی از قوم پارس بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند. به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی یکی از رویدادهای مهم تاریخ گذشته‌است. اینان دولتی بنیان نهادند که بخش بزرگی از جهان را تحت تسلط خود درآورد. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی آفریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد. پس از مرگ اسکندر در ۳۲۳ پیش از میلاد فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیایی او که ایران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان درآمد. سلوکیان میان سال‌های ۳۲ تا ۶۴ پیش از میلاد بر آسیای غربی فرمان می‌راند. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند عاملی برای نابودی سلوکیان شوند.
اشکانیان
 
همبستگی مادها و پارس‌ها (در پلکان شرقی آپادانای تخت جمشید)
اشکانیان (۲۵۰ پ. م تا ۲۲۴ م) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان امروزی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در خاور دریای مازندران در آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.
این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس گسترش یافت. در دوران اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد. حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان، رهائی کشور ایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی که هدف نابودی ایران گرائی رادر سر می‌پروراند و پاسداشت تمدن ایران از یورش‌های ویرانگر طوایف مرزهای شرقی و نیز، پاسداشت تمامیت ایران در برابر تجاوز خزنده روم به سوی خاور بود. در هر سه مورد، مساعی آنان اهمیت قابل ملاحظه‌ای برای تاریخ ایران داشت اما جنگ‌های فرساینده با روم عامل عمده‌ای در ایجاد ناخرسندی میان طبقات جامعه شد.
 
کاروانسرای دیرگچین برجای مانده از دوره ساسانی
ساسانیان
ساسانیان خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را «اردشیر» (یا ارتخشتره؛ از «ارت»: مقدس، و «خشتره»: شهریار)[۴۲] بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبه‌ای          ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند.[۴۳] پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود.
 
تاریخ ایران
پیش از تاریخ
ایران پیش از تاریخ ۱۰۰۰۰۰–۳۲۰۰ پیش از میلاد
دوران دیرینه‌سنگی ایران ۱۰۰۰۰۰–۱۰۰۰۰ پیش از میلاد
تمدن‌های پیش از تمدن ایلام‏ ۱۰۰۰۰–۳۲۰۰ پیش از میلاد
 
دوران باستان
نیاایلامی ۳۲۰۰–۲۷۰۰ پیش از میلاد
ایلام ۲۷۰۰–۵۳۹ پیش از میلاد
منائیان ۸۵۰–۶۱۶ پیش از میلاد
 
شاهنشاهی
ماد ۶۷۸–۵۵۰ پیش از میلاد
(سکاها ۶۵۲–۶۲۵ پیش از میلاد)
هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰ پیش از میلاد
سلوکیان ۳۱۲–۶۳ پیش از میلاد
اشکانیان ۲۴۷ پیش از میلاد–۲۲۴ پس از میلاد
ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱
 
سده‌های میانه
خلافت راشدین ۶۵۱–۶۶۱
امویان ۶۶۱–۷۵۰
خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸
طاهریان ۸۲۱–۸۷۳
زیاریان۹۲۸–۱۰۴۳
صفاریان۸۶۷–۱۰۰۲
آل بویه۹۳۴–۱۰۵۵
سامانیان۸۷۵–۹۹۹
 
غزنویان ۹۶۳–۱۱۸۶
سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۳۵
چوپانیان۱۳۳۵–۱۳۵۷
مظفریان۱۳۳۵–۱۳۹۳
جلایریان۱۳۳۶–۱۴۳۲
سربداران۱۳۳۷–۱۳۷۶
 
امپراتوری تیموری ۱۳۷۰–۱۴۰۵
قراقویونلو۱۴۰۶–۱۴۶۸
امپراتوری تیموری۱۴۰۵–۱۵۰۷
آق‌قویونلو۱۴۶۸–۱۵۰۸
مرعشیان۱۳۵۹–۱۵۸۲
 
معاصر اولیه
صفویان۱۵۰۱–۱۷۲۱
هوتکیان۱۷۰۹–۱۷۳۸
 
افشاریان ۱۷۳۸–۱۷۵۰
زندیان۱۷۵۰–۱۷۹۴
افشاریان۱۷۵۰–۱۷۹۶
 
قاجاریان ۱۷۹۶–۱۹۲۵
 
معاصر
دودمان پهلوی ۱۹۲۵–۱۹۷۹
دولت موقت ایران ۱۹۷۹–۱۹۸۰
جمهوری اسلامی ۱۹۸۰–امروز
نوشتارهای وابسته [نمایش]
این جعبه:
نمایش
بحث
ویرایش
پس از اسلام
در دوران حکومت اعراب
بیشتر ایران در دوران خلیفه دوم، عمر بن خطاب، به تصرف سپاه اسلام درآمد و به مدت حدود ۱۵۰ سال قسمت‌های گسترده‌ای از آن بخشی از خلافت اسلامی شد، البته در طول این دوره نیز حکومت‌های ایرانی کوچک و اغلب در شمال ایران نیز وجود داشتند. پس از خلفای چهارگانه، خلافت به امویان منتقل شد و در ابتدای قرن دوم عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما منصور دوانیقی، خلیفه دوم عباسیان، ابومسلم را کشت. بعدها قیام‌هایی از جمله خیزش المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.
طاهریان
نوشتار‌های اصلی: طاهریان و تاریخ نیشابور
طاهریان(۲۵۹–۲۰۵ه/۸۷۲–۸۲۰م) اولین حکومت مستقل ایران پس از حملهٔ اعراب بودند. در اوایل سده سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و به دلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی پس از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان نیشابور به پایتختی برگزیده شد. طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمین‌های دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف درآوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته می‌شود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی می‌کردند. در زمان طاهریان قیام‌های بابک و مازیار که به ترتیب در آذربایجان و طبرستان (مازندران) رخ داد باعث شد که آن‌ها از توجه به شرق ایران بازدارد. به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند. آخرین امیر طاهری محمد بن طاهر نیز فردی مقتدر نبود. در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانه‌های سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد.
صفاریان
نوشتار اصلی: صفاریان
صَفّاریان از دودمان‌های ایرانی فرمانروای بخش‌هایی از ایران بودند. پایتخت ایشان شهر زَرَنگ بود. یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث سه پسر داشت بنام‌های یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دورهٔ حکومتشان چندان نپایید.
سامانیان
نوشتار اصلی: سامانیان
سامانیان (۲۶۱–۳۹۵ ق / ۸۷۴–۱۰۰۴ م) یکی از دودمان‌های ایرانی بودند که تقریباً بر تمامی سرزمین‌های خراسان، هیرکان، مکران، سیستان، خوارزم و کرمان حکومت کردند و باعث رشد و شکوفایی زبان پارسی دری شدند.
خاندان سامانی از مردم بلخ بوده و آیین زردشتی داشتند، سامان خدا بنیان‌گذار اعلی خانواده از روشناسان محل و فرمانروای بلخ بود. اسد والی عربی خراسان در میانه سده هشتم با سامان دوست شد. سامان دین اسلام را برگزید و نام پسر خود را اسد گذاشت. پسران اسد اشخاص با کفایتی بودند و در سده نهم عهد مأمون عباسی به حکمرانی محلی ماوراءالنهر و هرات برگزیده شدند. مانند: علی در سمرقند، احمد در فرغانه و الیاس در هرات. ابراهیم پسر الیاس بود که بعدها به سپهسالاری دولت طاهری افغانستان رسید. احمد حاکم فرغانه در ۸۷۴ فوت، و نصر پسرش در سمرقند جانشین او گردید. اسمعیل برادر نصر حاکم بخارا شد و همین شخص است که بعدها دولت حسابی سامانی را در سال ۸۹۲ پس از مرگ نصر گرفت و در سمرقند پایه گذاشت.
زیاریان
نوشتار اصلی: زیاریان
زیاریان و آل بویه دو خانواده دیلمی از نواحی دیلمستان یا همان گیلان بودند که توانستند به حکومت ایران غربی برسند.
در غرب و مرکز ایران دو سلسله دیلمی به نام آل زیار (۳۲۰ ه‍.ق) و آل بویه که هر دو از گیلان برخاسته‌اند نواحی مرکزی و غربی ایران و پارس را از تصرف خلفا آزاد کردند. دیلمی نام قوم و گویشی در منطقه کوهستانی دیلمستان بود. دیلمیان سخت نیرو گرفتند و مدت ۱۲۷ سال حکومت راندند و چون خلفا در برابر آن‌ها چاره‌ای جز تسلیم ندیدند حکومت بغداد را به آن‌ها واگذاشتند و خود به عنوان خلیفگی و احترامات ظاهری قناعت کردند. در واقع، پس از حکومت نیمه مستقل طاهریان و پس از صفاریان و در ایام امارت امرای سامانی در ماوراءالنهر، خانواده‌هایی از مازندران و سپس گیلان توانستند بر قسمت عمده ایران غربی، یعنی از خراسان تا بغداد تسلط یابند. حکومت این خانواده‌ها به نام دیلمیان شهرت یافته‌است.
بوییان
نوشتار اصلی: بوییان
آل بویه یا بوییان یا بویگان، (۳۲۰–۴۴۷ ق / ۹۳۲–۱۰۵۵ م) از دودمان‌های دیلمیان و شیعهٔ ایران پس از اسلام است که در بخش مرکزی و غربی و جنوبی ایران و عراق فرمانروایی می‌کردند.
بوییان دارای تباری دیلمی بودند و به زبانی ایرانی صحبت می‌کردند.[۴۴] سرزمین بوییان دیلمستان بود. در متون تاریخی تا حدود قرن هفتم و هشتم سرزمینی که امروز گیلان می‌نامند در گذشته با نام سرزمین دیلم یا همان دیلمستان و نواحی مازندران امروزی نیز طبرستان نامیده می‌شد.
غزنویان
نوشتار اصلی: غزنویان
دولت غزنوی یا غزنویان (۹۷۵–۱۱۸۷ م) (۳۴۴ ه‍.ق - ۵۸۳ ه‍.ق) یک دولت ترک نژاد،[۴۵] نظامی و اسلامی بود. دولت غزنوی خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خاصی نداشت، اما به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه و تأیید خلافت عباسی بود. زبان رسمی این حکومت فارسی بود. شهرت این حکومت در جهان، بیشتر به خاطر فتوحاتی است که در هندوستان انجام داده‌است.
از آنجا که غزنویان نخستین پایه‌های شهریاری را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند. بنیان‌گذار این دودمان کسی به نام سلطان محمود غزنوی بود. پدران او بردگان ترکی بودند که در زمان سامانیان خریداری شده و برای این دودمان ایرانی خدمت می‌کردند. کار ایشان کم‌کم گرفت و به شهریاری هم رسیدند. نام‌آورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود بودند. پس از سلطان مسعود این دودمان رو به ناتوانی گذارد و چندی پستر حوزهٔ فرمانروای‌اش به بخش‌هایی از هندوستان و افغانستان کنونی محدود شد. حکومت غزنویان هند از نظر هنردوستی و توجه به شاعران پارسی سرا از اهمیت بالایی برخوردار است.
در اواخر حکومت سامانیان یکی از سپه سالاران ترک به نام الب‌تکین کوشید با همدستی عده‌ای دیگر، یکی از اعضای خاندان سامانی به نام نصربن عبدالملک بن نوح را به حکومت برساند اما نتوانست و پسر عموی وی یعنی منصور بن نوح به جای وی بر تخت نشست. پس از این ماجرا البتکین راهی شهر غزنه در افغانستان شد و در آنجا حکومت را بر دست گرفت.
سلجوقیان
نوشتار اصلی: سلجوقیان
 
کتیبه نقش رستم
سَلجوقیان یا سَلاجقه، یا آل سلجوق، نام دودمانی است که در سده‌های پنجم و ششم هجری قمری (یازدهم و دوازدهم میلادی) بر بخش‌های بزرگی از آسیای غربی، شامل ایران کنونی، فرمانروایی داشتند.
سلجوقیان در اصل غزهای ترکمان بودند که در دوران سامانی در اطراف دریاچه خوارزم (آرال)، سیردریا و آمودریا می‌زیستند.
سلجوقیان که به اسلام رو آورده بودند، پس از ریاست سلجوق بن دقاق، نام سلاجقه را به خود گرفتند و به سامانیان در مبارزه با دشمنانشان بسیار کمک کردند. پسر سلجوق بنام میکاییل که پس از مرگ او ریاست این طایفه را بعهده داشت، چندین حکم جهاد برای مبارزه با (به قول مورخین) کفار صادر کرد.
میکاییل سه پسر داشت به نام‌های یبغو، چغری و طغرل. این قبیله که یک‌بار در زمان سلجوق بن دُقاق به دره سیحون کوچ کرده بودند، بار دگر پس از مرگ سلجوق به سرکردگی سه پسر زاده‌اش به نزدیکی پایتخت سامانیان کوچ کردند. اما سامانیان از نزدیکی این طایفه به پایتخت احساس خطر کردند؛ بنابراین سلاجقه بار دگر از روی اجبار بار سفر بسته و به بغرا خان افراسیابی پناه بردند. این حاکم از سر احتیاط، طغرل پسر بزرگ را زندانی کرد؛ ولی طغرل به کمک برادر خود چغری از زندان رهایی پیدا کرد و با طایفه خود به اطراف بخارا کوچ کردند.
در سال ۴۱۶ هجری ترکان سلجوقی به ریاست اسرائیل بن سلجوق برادر میکاییل دست به شورش زدند. اما سلطان محمود او را گرفت و در هند زندانی کرد. از طرف دیگر گروهی از یارانش دست به شورش زدند.
خوارزمشاهیان
نوشتار اصلی: خوارزمشاهیان
خوارزمشاهیان نام چند سلسله شاهی برآمده از خوارزم در سده‌های چهارم تا هفتم ق. از آن میان، خوارزمشاهیان بزرگ (۶۲۸–۴۷۰ ق/۱۲۳۱–۱۰۷۷ م) خوارزم، که اکنون در جمهوری خودمختار قراقالپاقِ ازبکستان به نام خیوه خوانده می‌شود، برپایه داده‌های اوستا، همان سرزمین ائیرینه وئجه، سکونت‌گاه آریائیان است که برای وجه تسمیه آن معانی مختلف، از جمله جایگاه برخاستن خورشید (خوار/ خور/ خوشید و زم به معنای زمین) بیان کرده‌اند.[۴۶] و[۴۷] «نوشتکین» نیای بزرگ خوارزمشاهیان، غلامی بود از اهالی غرجستان که سپهسالار کل سپاه خراسان در زمان سلجوقیان او را خرید. این غلام رفته رفته در دوران فرمانروایی سلجوقیان به سبب استعداد سرشار و کفایتی که از خود نشان داد به زودی مدارج ترقی را طی کرد و به مقامات عالی رسید تا این که سرانجام به امارت خوارزم برگزیده شد. «نوشتکین» صاحب ۹ پسر بود که بزرگ‌ترین آنها، قطب‌الدین محمد نام داشت. پس از «نوشتکین»، فرزندش محمد از جانب برکیارق به ولایت خوارزم رسید «۴۹۱ ق / ۱۰۹۸ م» و سلطان سنجر نیز بعدها او را در آن سمت ابقاء کرد. بدین ترتیب دولت جدیدی بنیان‌گذاری شد که بیش از هر چیز برآورده و دست پرورده سلجوقیان بود. قطب‌الدین محمد به مدت سی سال تحت قیومیت و اطاعت سلجوقیان امارت کرد. پسرش اتسز هم که پس از او در ۵۲۲ ق / ۱۱۲۸ م به فرمان سنجر امارت خوارزم یافت، از نزدیکان درگاه سلطان سلجوقی بود. هر چند بعدها کدورتی بین وی و سلطان سنجر پدید آمد که به درگیری‌های متعددی هم منجر شد، اما تا زمان حیات سلطان سنجر، اتسز نتوانست به توسعه قلمرو خوارزمشاهیان کمک چندانی بکند. چون اتسز پیش از سنجر وفات یافت، پسرش ایل ارسلان «۵۵۱ ق / ۱۱۵۶ م» امیر خوارزم شد. اما در زمان او که سلطان سنجر نیز وفات یافته بود، نزاع داخلی سلجوقیان، امکانی را فراهم آورد تا ایل ارسلان به قسمتی از خراسان «۵۵۸ ق / ۱۱۶۳ م» و ماوراءالنهر «۵۵۳ ق / ۱۱۵۸ م» که هر دو در آن ایام دچار فترت بودند، دست یابد و به این ترتیب نزدیک به پانزده سال به عنوان خوارزمشاه حکومت کند.
ایلخانیان
نوشتار‌های اصلی: ایلخانیان، ایران در دوره مغول و حمله مغول به سلطنت خوارزمشاه
ایلخانان ایران نام سلسله‌ای است که از سال ۶۵۴ تا ۷۵۰ ه‍.ق معادل ۱۲۵۶ تا ۱۳۳۵ میلادی در ایران حکومت می‌کردند و فرزندان چنگیزخان مغول بودند. لشکریان چنگیزخان نخستین بار در سال ۶۱۸ ه‍.ق معادل ۱۲۲۱ میلادی به خراسان حمله نمودند. چنگیزخان سال ۱۲۲۵ میلادی به مغولستان بازگشت و در آنجا درگذشت. سال ۱۲۵۱ م. منگو، خان بزرگ یا قاآن، بر آن شد تا با اعزام برادرانش هولاکو و کوبلای خان (قوبیلای) به ترتیب به ایران و چین پیروزی‌های مغولان را تحکیم و تکمیل کند. هولاکو با فتح ایران سلسله ایلخانیان ایران و قوبیلای با فتح چین سلسله یوان چین را بنیاد گذاردند. ایلخانان یعنی خانان محلی می‌گویند و غرض از این عنوان آن بوده‌است که سمت اطاعت ایلخانان را نسبت به قاآنان می‌رسانند و این احترام همه وقت از طرف ایلخانان ایران رعایت می‌شده‌است. فتح ایران به دست هلاکوخان پیامدهای مهمی چون پایان کار اسماعیلیان و انقراض خلافت عباسیان در پی داشت. ایلخانان در ابتدا دین بودایی داشتند اما به تدریج به اسلام گرویدند. ایلخانان مسلمان خود را سلطان نامیده و نام‌های اسلامی برگزیدند.
در دوران ملوک‌الطوایفی
 
برگی از کتاب جامی که تاریخ ۱۵۵۳ میلادی کشیده شده، نمونه‌ای از هنر شکوفای دوره تیموریان
نوشتار اصلی: ایران در دوران ملوک‌الطوایفی
با ضعف حکومت ایلخانان مغول حکومت‌های محلی در نقاط مختلف ایران سر برداشتند. حکومت‌های زودگذر سربداران در خراسان، چوپانیان در آذربایجان، مرعشیان در مازندران، کیائیان در گیلان، اتابکان لر در لرستان، و قراقویونلو و آق‌قویونلو در غرب و شمال غربی ایران از جمله این حکومت‌های محلی بودند. تیمور گورکانی نیز که در ماوراءالنهر دولتی قدرتمند تشکیل داده بود به ایران لشکر کشید و بخش‌های شمالی ایران برای مدتی در تصرف حکومت تیموریان بود.
صفویه
نوشتار اصلی: صفویان
 
کتبیه‌های مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان یادگار دوران صفویان
صفویه دودمانی ایرانی و شیعه بودند که از ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ ه‍.ق بر ایران فرمانروایی کردند. بنیان‌گذار پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه راستین صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۳۵ از شورشیان افغان شکست خورد.
دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به‌شمار می‌آید، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان، یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. پس از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانندطاهریان، صفاریان، سامانیان، آل بویه، زیاریان و سربداران ساخته شد، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود جای دهند و یکپارچگی میان مردم ایران پدیدآوردند.[۴۸]
صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران جای دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و یکپارچگی برخوردار شد و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد.[۴۹] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به (دلیل) دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در باختر و با ازبکها در خاور کشور رخ داد که شوند (علت) این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.[۵۰]
افشاریه
نوشتار اصلی: افشاریان
 
سخنرانی محمد مصدق
 
فهرست
0:00
توضیحات مصدق در مورد مردم سالاری و نقش ایرانیان در نهضت ملی شدن صنعت نفت
 
آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.
افشاریه، نام سلسله پادشاهی در ایران و پیرامون آن از عراق و قفقاز تا شبه قاره هند در دورة میان برافتادن حکومت صفوی به‌دست افغان‌ها و برآمدن حکومت قاجار. مؤسس این سلسله نادرشاه (نادرقلی/ ندرقلی) از طایفة قرقلو (یا قرخلو) از افشارهای خراسان بود.[۵۱] وی ابتدا از فرماندهان سپاه صفوی بود، سپس به پادشاهی ایران رسید و بنیان‌گذار دودمان افشاریه شد. او دوازده سال (از ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶) بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود. وی ماوراءالنهر و و هند نیز لشکر کشید اما با مرگ او بیشتر متصرفاتش سر به شورش برداشتند.[۵۲] ساختار اداری ایران در دورة افشاریه مبتنی بر نظام اداری صفویان اما با تأکید بر نیروی نظامی به ویژه دردورة نادرشاه بود که حمله پیروزمندانه او به هند نیز در نتیجه توجه به ساختارهای نظامی بود.[۵۳]
زندیه
نوشتار اصلی: زندیان
 
مسجد وکیل شیراز معماری برجای مانده از دوره زندیه
زندیه، از طوایف لک و مؤسس این سلسله کریم‌خان می‌باشد. آنان در زمان شاه عباس اول از دامنه‌های کوه‌های زاگرس به حوالی پری و کمازان در نزدیکی ملایر کوچ داده شدند. این طایفه به سه تیره زند بگله و زند هزاره از یک تبار و زند خراجی از تبار دیگر تقسیم می‌شد.[۵۴] حکومت زندیان را کریم خان زند در سال ۱۱۶۳ ه‍.ق بنیان نهاد[۵۵] و میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب شاه پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.
وقتی جنگ‌های خانگی بازماندگان نادر شاه بی‌کفایتی آنان را برای مملکت‌داری آشکار ساخت و عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را که از طریق مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند؛ ولی چون هیچ‌یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد، ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیسها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ هجری قمری بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفوذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.
قاجاریه
قاجاریان از حدود سال ۱۱۷۰ تا ۱۳۰۴ ه‍.ش بر ایران فرمان راندند. ایل قاجار یکی از طایفه‌های ترکمان بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند و در دوران صفویه به سپاه قزلباش حامی صفویان پیوستند. شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگان) ساکن کرد و حکومت قاجاریه نیز از قاجارهای استرآباد تشکیل یافته‌است. بنیان‌گذار این سلسله آغامحمد خان است که رسماً در سال ۱۱۷۴ در تهران تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه است. رضاخان میر پنج با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به کمک سید ضیاالدین طباطبایی در سال ۱۳۰۴ احمد شاه را برکنار کرد و رضاشاه پهلوی، جای او را گرفت.[۵۶]
پهلوی
 
دودمان پهلوی پس از انحلال سلسله قاجاربا رأی مجلس شورای ملی بر ایران حکومت کردند. رضاخان میر پنج پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به کمک سید ضیاالدین طباطبایی و به عنوان وزیر جنگ منصوب شد.[۵۷] چندی بعد به مقام ریاست الوزرایی احمد شاه قاجار رسید. مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۴ قاجارها حکومت قاجار را منحل کرد و رضاخان را به عنوان پادشاه ایران انتخاب کرد.[۵۸]
با حمله متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه از قدرت خلع و از ایران تبعید شده و پسرش محمدرضا شاه پهلوی به جای او به قدرت رسید. در سال ۱۳۳۲ در جریان ملی شدن صنعت نفت، محمدرضاشاه از ایران گریخت اما با کودتای ۲۸ مرداد علیه مصدق، به ایران بازگشت و قدرت خود را تحکیم کرد. او با وقوع انقلاب اسلامی ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام ۲۵۰۰ ساله سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، انقلابی بود که با شرکت اکثر مردم و احزاب اسلام‌گرا، ملی‌گرا، سوسیالیستی، و روشنفکران ایران، نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. این انقلاب به رهبری خمینی به پیروزی رسید. سلطنت پهلوی با انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ برچیده شد.
جمهوری اسلامی
 
نظام جمهوری اسلامی ایران حکومت کنونی ایران است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ و در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، طی یک همه‌پرسی با رأی آری ۹۸٫۲٪ درصد از شرکت‌کنندگان تشکیل شد.[۵۹]
کلیه بخش‌های حکومتی جمهوری اسلامی ایران، با انتخاب مردم (به صورت مستقیم یا غیر مستقیم) تشکیل می‌شود[۶۰] ساختار سیاسی ایران شامل اشخاص حقیقی و حقوقی زیر است. رهبر در رأس هرم قدرت قرار دارد. پس از رهبر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه سه قوه مجریه، قضائیه، و مقننه است. مجلس خبرگان وظیفه انتخاب رهبری را برعهده دارد و مجمع تشخیص مصلحت نظام ۸ وظیفه بر عهده دارد که یکی از آن‌ها رسیدگی به اختلافات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان است.[۶۱] در هنگام حکومت جمهوری اسلامی تحریم‌های زیادی گریبان ایران را گرفت.[۶۲]
جغرافیا
نوشتار اصلی: جغرافیای ایران
ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آب‌های خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است.
 
ترکمنستان
دریای خزر، جمهوری آذربایجان
ارمنستان، ترکیه
 
افغانستان
 
عراق
   ایران    
 
پاکستان
خلیج فارس، دریای عمان
کویت
 
تصویربرداری فضایی از ایران
 
پراکندگی ناهمواری‌ها در ایران
از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوه‌های هندوکش و کوه‌های باختری دره سند، از باختر به دامنه‌های باختری کوه‌های زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود.
بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) از جلگه‌های حاصلخیز تشکیل شده‌است. بلندترین کوه ایران دماوند (۵۶۱۰ متر)[۶۳] می‌باشد. از دید جغرافیایی؛ غربی‌ترین شهر ایران کلیساکندی، شرقی‌ترین شهر جالق، شمالی‌ترین شهر پارس‌آباد و جنوبی‌ترین شهر چابهار است.[۶۴]
تقسیمات کشوری
نوشتار اصلی: استان‌های ایران
بر اساس قانون بخش‌بندی کشوری (مصوب ۱۲۸۶ شمسی) ایران به ۴ ایالت «آذربایجان»، «خراسان»، «فارس»، و «کرمان و بلوچستان» و ۱۰ ولایت (جدا از ایالات) تقسیم شد. این تقسیمات تا سال ۱۳۱۶ با دگرگونی‌های کوچکی به همین گونه ماند. در سال ۱۳۱۶ با تصویب قانون جدید تقسیمات کشوری، ایران به ۱۰ استان و ۴۹ شهرستان تقسیم شد. به مرور زمان با ایجاد استان‌های جدید، تعداد استان‌های ایران افزایش یافت. برای مدت‌های مدیدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران همچنان دارای ۲۴ استان بود. از سال ۱۳۷۲ به‌ترتیب استان اردبیل، استان قم، استان قزوین، گلستان تشکیل شده، خراسان به سه استان خراسان جنوبی، خراسان شمالی و خراسان رضوی تقسیم شده و در سال ۱۳۸۹ البرز آخرین استانی بود که تاکنون تأسیس شده‌است. براساس آخرین تقسیمات کشور در سال ۱۳۹۳ ایران از ۳۱ استان تشکیل می‌شود.
واحد تقسیمات کشوری ایران
مسئول
نهاد مرتبط
مرکز
کشور
وزیر کشور
وزارت کشور
پایتخت
استان
استاندار
استانداری
مرکز استان
شهرستان
فرماندار
فرمانداری (ویژه)
مرکز شهرستان
بخش
بخشدار
بخشداری
مرکز بخش
دهستان
دهدار
دهداری
مرکز دهستان
شهر
شهردار
شهرداری
ندارد
روستا
دهیار
دهیاری
ندارد
 
نقشهٔ استانهای ایران
براساس آخرین تقسیمات کشور در سال ۱۳۹۳ ایران از ۳۱ استان تشکیل می‌شود.
 
 
دریای خزر
سیستان وبلوچستان
خراسان رضوی
فارس
آذربایجانشرقی
اصفهان
یزد
کرمان
خراسانجنوبی
سمنان
هرمزگان
خوزستان
کردستان
مازندران
بوشهر
لرستان
خراسانشمالی
گلستان
گیلان
چهارمحالو بختیاری
کهگیلویهو بویراحمد
ایلام
کرمانشاه
مرکزی
همدان
زنجان
قم
البرز
تهران
قزوین
اردبیل
آذربایجانغربی
خلیج فارس
دریای عمان
 
 
[نمایش]
ن
ب
و
پرجمعیت‌ترین شهرهای ایران
 
[نمایش]
ن
ب
و
استان‌های ایران
 
[نمایش]
ن
ب
و
مراکز استان‌های ایران
آب و هوا
 
نقشه اقلیمی ایران
██ معتدل خزری بسیار مرطوب
██ معتدل خزری
██ مدیترانه‌ای با باران بهاره
██ مدیترانه‌ای
██ کوهستانی سرد
██ کوهستانی بسیار سرد
██ نیمه‌بیابانی سرد
██ نیمه‌بیابانی گرم
██ بیابانی خشک
██ بیابانی خشک گرم
██ خشک ساحلی گرم
██ خشک ساحلی
ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصربه‌فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتیگراد می‌رسد.
داغ‌ترین نقطهٔ زمین در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی، در نقطه‌ای در کویر لوت ایران بوده‌است.[۶۵]
ایران از لحاظ بارندگی در سطح نیمه‌خشک و خشک است.
آب و هوای ایران متأثر از چندین سامانه‌است:
سامانه پرفشار سیبریایی که با ریزش به عرض‌های جنوبی در نوار شمالی بارش باران و برف و کاهش دما و در سایر نقاط فقط کاهش دما را به همراه دارد.
سامانه باران‌زای مدیترانه‌ای که از سمت غرب وارد ایران می‌شود و موجب ریزش باران یا برف در بسیاری از نقاط غربی و میانی و شرق ایران می‌شود.
سیستم کم فشار جنوبی که در نوار جنوب و جنوب غرب موجب رگبار باران می‌شود.
میزان بارندگی در ایران بسیار متغیر است. در شمال به بیش از ۲۱۱۳ میلی‌متر (رشت، ۱۳۸۳) نیز می‌رسد. در نواحی کویری بارش عمدتاً بسیار کم و در حدود ۱۵ میلی‌متر است. بارش نواحی شمال غرب و غرب، دامنه‌های جنوبی البرز و شمال شرق تا حدودی قابل توجه (حدود ۵۰۰ میلی‌متر) می‌باشد. در سایر نقاط میزان بارش از ۲۰۰ میلی‌متر بیشتر نمی‌شود. ایران با مشکلات کم‌آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد.[۶۶]
اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد است. در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرد در شب به ۳۰- درجه هم می‌رسد، مردم اهواز هوای تابستانی (۵۰ درجه) را تجربه می‌کنند. هوای سواحل شمالی در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل می‌باشد. نواحی شمال غرب و غرب تابستان‌های معتدل و زمستان‌های سرد و نواحی جنوبی تابستان‌هایی به شدت گرم و زمستان‌هایی معتدل دارند.
جامعه
مردم
نوشتار اصلی: مردم ایران
بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵، ایران دارای ۷۹٬۹۲۶٬۲۷۰ نفر جمعیت (هجدهم درجهان)[۹] است که شامل ۷۸٬۱۶۶٬۸۲۲ ایرانی، ۱٬۵۸۳٬۹۷۹ افغانستانی، ۳۴٬۵۳۲ عراقی، ۱۴٬۳۲۰ پاکستانی، ۷۱۳ ترکیه‌ای، ۲۰٬۸۴۴ سایر کشورها و ۱۰۵٬۰۶۰ اظهار نشده می‌باشد.[۶۷] در خصوص جمعیت ایران باید توجه کرد که این آمار مربوط به پایان زمان سرشماری در انتهای آبان ماه ۱۳۹۵ است (نه پایان سال ۱۳۹۵)،[۶۸] همچنین حدود یک و نیم تا دو میلیون نفر اتباع غیرمجاز افغانستانی (افغانستانی‌ها در ایران)[۶۹] و ایرانیان خارج از کشور که بین سه تا شش میلیون نفر برآورد می‌شوند، لحاظ نشده‌اند[۷۰] و در برخی مناطق شرقی و جنوبی ایران هم عده زیادی فاقد شناسنامه و مدارک هویتی هستند.[۷۱][۷۲][۷۳][۷۴]
در مورد ترکیب جمعیتی اقوام در ایران گزارش‌های مختلفی منتشر شده‌اند.براساس نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵ دربارهٔ ترکیب قومی ملّت ایران، جمعیت فارس‌ها حدود ۷۳ تا ۷۵ درصد جمعیت ایران است. آمار سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان می‌دهد که ۸۲ تا ۸۳ درصد مردم فارسی صحبت می‌کنند و ۸۶/۲ درصد از آن‌ها فقط فارسی را می‌فهمند.[۷۵]
 
ایرانیان در کنسرتی به‌مناسبت نوروز
 
ترکیب قومیتی ایران بر اساس گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل متحد ۵۰٪ فارسی‌زبان، ۱۹٪ آذربایجانی، ۱۰٪کرد، و ۶٪ گیلک و مازندرانی، ۶٪ لر، ۲٪ بلوچ، ۲٪ عرب، ۲٪ ترکمن و ۱٪ نیز از دیگر اقوام است.[۷۶] ترکیب قومیتی ایران بر اساس داده‌های «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۶۱٪ فارسی‌زبان، ۱۶٪ آذربایجانی، ۱۰٪ کرد، ۶٪ لر، ۲٪ بلوچ، ۲٪ عرب، ۲٪ ترکمن و ۱٪ از دیگر اقوام است.[۷۷]
تخمین‌های کتابخانه کنگره به این ترتیب هستند: فارسی‌زبان (۶۳٪)، آذری (۱۵٪)، کرد (۱۰٪)، لر (۶٪)، عرب (۲٪)، بلوچ (۲٪)، ترکمن (۱٪)، گروه‌های ترک‌تبار قبیله‌ای همچون قشقایی (۱٪)، و گروه‌های غیر ایرانی و غیرترک همچون ارمنی، آشوری، و گرجی (کمتر از ۱٪). همچنین زبان فارسی‌زبان مادری حداقل ۶۵٪ جمعیت و زبان دوم بخش بزرگی از ۳۵٪ دیگر است که به آن گویش می‌کنند.[۷۸] مازندرانی، گیلک، تات، لک، تالش، خلج، مندایی (صائبی)، سیستانی و یهودی نیز از دیگر گروه‌های قومی ایران هستند.[۷۹]
بنابر گزارش سال ۲۰۰۸ دفتر کنترل مواد و جرایم سازمان ملل متحد، نزدیک به سه درصد جمعیّت ۱۵ تا ۶۴ سال ایران مواد مخدر مصرف می‌کنند که این بالاترین درصد مصرف مواد مخدر در جهان است.[۸۰] ایران بر اساس برآورد سال ۲۰۰۹ بیش از ۳۲ میلیون کاربر در اینترنت دارد.[۸۱]
 
میزان تراکم جمعیت در استان‌های ایران.
در سال ۲۰۱۴ مؤسسه مشاوره مدیریتی گالوپ گزارشی از نظرسنجی سال ۲۰۱۳ مبنی بر بررسی وضعیت خشنودی و خوشحالی در بین ۱۳۸ کشور منتشر کرد که بنا به این گزارش، ایران، دومین کشور غمگین جهان است.[۸۲][۸۳] مجله تجاری فوربز در سال ۲۰۱۳ هم‌زمان با گالوپ، با اشاره به «شاخص رفاه لگاتوم» ایران را از کشورهای بسیار غمگین در کنار سوریه اعلام کرد البته رتبه‌ای در این گزارش به چشم نمی‌خورد.[۸۴] مهرنیوز در ۴ مرداد ۱۳۹۳ (۲۶ ژوئیه ۲۰۱۴) مدعی شد که مجله فوربز ایران را در رتبه یازدهم در نمودار غمگین‌ترین کشورهای دنیا اعلام کرده‌است و با استناد به آن دقت آمارها را زیر سؤال برد البته برای این ادعا منبعی را ارائه نکرد.[۸۵] سال ۱۳۹۴ خبرگزاری‌های داخلی ایران از نظرسنجی سال ۲۰۱۴ موسسه جهانی مدیریتی گالوپ در بین ۱۵۳ هزار نفر از ۱۴۳ کشور جهان خبر دادند که ملت ایران در کنار عراق و کامبوج عصبانی‌ترین مردم در بین این ۱۴۳ کشور بودند.[۸۶][۸۷] مردم ایران در این نظرسنجی اظهار کردند که رخدادهای منفی زیادی را در زندگی روزمره خود تجربه می‌کنند. ۴۹ درصد از جمعیت کشور برابر سؤال «آیا به‌تازگی عصبانی شده‌اید؟» پاسخ مثبت دادند. سیدحسن چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران برابر این موضوع اظهار داشت که فشارها و استرس‌های روزانه مردم ایران باعث وقوع چنین مسئله‌ای شده‌است.[۸۶][۸۷]
در سال ۲۰۱۶ شاخص رفاه لگاتوم (که فوربز نیز به آن اشاره کرده بود) رتبه شکوفایی ایران از ۱۴۹ کشور در جهان را رتبه ۱۱۸ اعلام کرد و توضیح داد:[۸۸]
ایرانیان نوعی از بدترین نوع عملکرد آزادی شخصی و حکومتی در جهان را تحمل می‌کنند. بیشتر از هرچیز این دو شاخص هستند که شکوفایی کلی ایران را از سال ۲۰۰۷ در سطح پایینی نگه داشته‌اند. محدودیت‌های آزادی‌های شهروندی در دو سال گذشته تنگ شده‌اند و کشمکش‌های منطقه‌ای و کشاکش سیاسی حاکم ادامه دارد. برخلاف این زمینه، شاخص تحصیلی و فرهیختگی ایران، در حالی که در رتبه مطلقاً پایینی است، اما به همتایان منطقه‌ای ایران بسیار وابسته می‌باشد و از سال ۲۰۰۷ بهبود یافته‌است.[۸۸]
شهریور و آبان ۱۳۹۵ خبرگزاری‌های ایران از ۲ میلیون زائر ایرانی کربلا خبر دادند.[۸۹][۹۰][۹۱]
زبان
نوشتار اصلی: زبان‌های رایج در ایران
بر اساس تقسیم‌بندی دانشنامه اتنولوگ در ایران در مجموع حدود ۷۵ زبان رواج دارد[۹۲] و بزرگ‌ترین گروه‌های زبانی ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، لری، کردی، ترکمنی، گیلکی، مازندرانی، عربی و بلوچی تشکیل می‌دهند. از دیگر زبان‌های رایج در ایران می‌توان به تاتی، تالشی و زبان‌های مرکزی ایران اشاره کرد.
ترکیب زبانی جمعیت ایران بر اساس «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۵۲٪ فارسی و گویش‌های آن، ۱۸٪ آذربایجانی و دیگر زبان‌های ترکی، ۱۰٪ کردی، ۷٪ لری، ۷٪ گیلکی و مازندرانی، ۲٪ بلوچی، ۲٪ عربی و ۲٪ زبان‌های دیگر است.[۷۷]
براساس نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵ دربارهٔ ترکیب قومی ملّت ایران، جمعیت فارس‌ها حدود ۷۳ تا ۷۵ درصد جمعیت ایران است. آمار سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان می‌دهد که ۸۲ تا ۸۳ درصد مردم فارسی صحبت می‌کنند و ۸۶/۲ درصد از آن‌ها فقط فارسی را می‌فهمند.[۷۵]
زبان رسمی و اداری ایران فارسی است. این زبان از شاخه جنوب غربی زبان‌های ایرانی در خانواده هند و اروپایی است. براساس اصل پانزدهم قانون اساسی ایران کتاب‌های درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس آزاد است.
انگلیسی
بنابر آمار جهانی، ایران در آموزش زبان انگلیسی بسیار ضعیف کار کرده و پایین‌تر از امارات، ترکیه و قطر جای دارد.[۹۳]
سید علی خامنه‌ای و حمیدرضا مقدم‌فر، معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران، از آموزش زبان انگلیسی انتقاد کردند و در نهایت، در سال ۱۳۹۶ آموزش زبان انگلیسی در مدارس ابتدایی ممنوع شد.[۹۴] طبق یک تحلیل، نگرانی حکومت ایران از گسترش زبان انگلیسی میان مردم این کشور، به خاطر احتمال تضعیف پایه‌های ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی است.[۹۵] [دیدگاه جانبدارانه]
جمعیت
 
تغییرات جمعیت ایران بین سال‌های ۱۲۶۰ تا ۱۳۹۵ هجری شمسی
پیش‌بینی می‌شود با نرخ رشد کنونی، جمعیت ایران تا سال ۲۰۵۰ به ۱۰۵ میلیون تن افزایش یابد.[۹۶] جمعیت ایران بر اساس برآورد مرکز آمار در سال ۱۳۹۱ حدود ۷۷ میلیون و ۱۷۶ هزار نفر بوده‌است. رشد جمعیت ایران در حال کاهش است و در سال ۱۳۹۰ به ۱٫۲۹ درصد رسیده‌است. میانگین اندازه خانوارهای ایرانی نیز ۳٫۵۵ نفر است.[۹۷] در سال ۱۳۹۰ ایران هجدهمین کشور پرجمعیت جهان بوده‌است.[۹۸]
دین
نوشتار‌های اصلی: دین در ایران و بی‌دینی در ایران
سهم نسبی اقلیت‌های مذهبی در جمعیت ایران [نیازمند منبع] (سهم در کل جمعیت ۰٫۶۲٪)
کیش
 
 
درصد
 
مسیحی
  
۰٫۱۶٪
کلیمی
  
۰٫۰۱٪
زرتشتی
  
۰٫۰۳٪
سایر
  
۰٫۰۷٪
اظهار نشده
  
۰٫۳۵٪
مسلمان
  
۹۹٫۳۸٪
دورهٔ مهرپرستی
دورهٔ مزدیسنا (کیش زرتشت)
دورهٔ اسلامی
 
در ایران، کودکان از همان دوران کودکی در مدارس، آموزه‌های دین اسلام را فرا می‌گیرند؛ این کار «تربیت دینی» نام دارد.[۹۹][۱۰۰]
همچنین آیین‌های دیگر در برخی دوره‌ها رواج یافته‌اند مانند دین مزدک، مانی و مسیحیت پیش از اسلام. در پانصد سال گذشته، پس از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع آیین رسمی ایران بوده‌است. بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰از ۷۵٬۱۴۹٬۶۶۹ نفر سرشماری شده در خصوص نوع دین، ۹۹/۳۸ درصد (۷۴٬۶۸۲٬۹۳۸ نفر) مسلمان، ۰/۱۶ درصد (۱۱۷٬۷۰۴ نفر) مسیحی، ۰/۰۱ درصد (۸٬۷۵۶ نفر) کلیمی، ۰/۰۳ درصد (۲۵٬۲۷۱ نفر) زرتشتی، ۰/۰۷ درصد (۴۹٬۱۰۱ نفر) سایر ادیان و ۰/۳۵ درصد (۲۶۵٬۸۹۹ نفر) اظهار نشده ثبت شده‌است.[۱۰۱] برآوردهای خارجی انجام شده از جمعیت ایران، ۸۹٪ شیعه، ۹٪ سنی و ۲٪ مسیحی، زرتشتی، یهودی، بهائی و پیروان سایر ادیان هستند که با آمارهای رسمی اندکی متفاوت است.[۷۷]
در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی دین رسمی است و مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی) و شیعیان زیدی نیز به عنوان اقلیت مذهبی قانونی شناخته شده‌اند. همچنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت دینی پذیرفته شده‌اند و می‌توانند در حدود قانون بر اساس کیش خود عمل نمایند.
عزاداری دینی
چندین عزاداری دینی در طول بازه‌های مختلفی از سال در ایران برگزار می‌شود که علاوه بر پوشش رسانه‌های این کشور، باعث تأثیر بر محتوای آن‌ها نیز می‌شود. برای مثال صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در روزهای عزاداری دینی به‌ویژه محرم برنامه‌های شاد یا حتی دارای ترانه شاد را پخش نمی‌کند.[۱۰۲][۱۰۳]
پوشش عموم مردم ایران در این ماه‌ها از سال به‌رنگ سیاه در می‌آید.[۱۰۴][۱۰۵] همچنین روحانیان و مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز عزاداری‌ها را به‌رسمیت می‌شناسند و به عزاداری می‌پردازند.[۱۰۶][۱۰۷] این موضوع باعث رونق مشاغلی چون مداحی شده‌است.[۱۰۸][۱۰۹] کمک‌های بلاعوض سازمان‌های وابسته به حکومت و شهرداری‌ها به هیئت‌های عزاداری دینی نیز صورت می‌گیرد.[۱۰۸]
 
سید احمد علم‌الهدی در یک اجماع عزاداری دینی؛ سمت راست تصویر، مصاحبه صدا و سیمای مرکز خراسان رضوی
 
اجتماع بزرگ عزاداران فاطمی در مشهد
 
کودکی ایرانی که پیشانی‌بند حاوی جمله‌ای دینی دارد
 
بانوان ایرانی با پوشش سیاه (چادر) در یک اجتماع عزاداری
 
پیاده روی اربعین در مرز مهران
 
عزاداری مردم قم در ایام محرم
پوشاک ایرانیان
نوشتار(های) وابسته: پوشاک ایرانی، مانتو و صنعت پوشاک در ایران باستان
پوشاک ایرانیان با توجه به پیشینهٔ این کشور، مورد بحث بوده‌است. آخرین تغییرات بزرگ در پوشاک مردم ایران، در زمان پهلوی و جمهوری اسلامی بوده‌اند.[۱۱۰] پوشاک مردم ایران همواره توسط مسئولان این کشور مورد توجه بوده‌است.[۱۱۱][۱۱۲] بسیاری از بانوان ایرانی از لباسی به نام «مانتو» استفاده می‌کنند.
پوشش زنان
نوشتار(های) وابسته: حجاب اجباری در ایران و حجاب اسلامی
پس از انقلاب از سال ۱۳۵۹ طبق دستور امام خمینی ورود زنان بدون حجاب به ادارات دولتی ممنوع شد و در سال ۱۳۶۲ با تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس شورای اسلامی ایران عدم رعایت حجاب در معابر عمومی موجب اجرای حکم ۷۲ ضربه شلاق برای بانوی بی‌حجاب خواهد شد.[۱۱۳] در ایران نمادهایی در مکان‌های عمومی نسخه‌های پذیرفته شده از حجاب را نشان می‌دهند: چادر، که پوششی است که از سر تا پا را فرا گرفته و توسط دست زیر صورت نگه داشته می‌شود، مانتو که نوعی کت محسوب می‌شود و روسری، که پوششی برای مو و گردن است.[۱۱۴] زنان در ایران با رسیدن به سن بلوغ باید از حجاب استفاده کنند.[۱۱۴]
به‌گزارش برخی وبگاه‌های داخلی ایران، «حجاب وسیله‌ای است که انسان را در برابر نگاه‌های مسموم جامعه حفظ کرده و باران ناملایمات را از فرد محجبه دفع می‌کند».[۱۱۵] همچنین طبق گزارشی از بی‌بی‌سی فارسی، اعتراض به حجاب اجباری در ایران افزایش یافته‌است.[۱۱۶]
تولد و مرگ و میر
مطابق آماری که سایت World Population Review ارائه می‌دهد هر ۲۶ ثانیه یک نفر در ایران متولد شده، هر یک دقیقه یک نفر فوت کرده و هر ده دقیقه یک نفر از ایران مهاجرت می‌کند.[۱۱۷] همچنین طبق گزارش‌ها و آمارهای جهانی میزان مرگ و میر در ایران ۵٫۳ نفر به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت می‌باشد.[۱۱۸][۱۱۹]
طبق آمارهای بهداشت جهانی، ایران در رتبه صد و چهل و دوم براساس تعداد خودکشی قرار دارد.[۱۲۰] که جزو کشورهایی با نرخ پایین خودکشی محسوب می‌شود.
فروش اعضای بدن
طبق گزارش‌هایی از رسانه‌های داخلی ایران، سن فروش اعضای بدن به ۱۹ سال نیز رسیده‌است.[۱۲۱] مخارج زندگی و فقر از اصلی‌ترین عوامل آن هستند. علاوه بر اینکه محل خاصی در شهرهای این کشور برای خرید و فروش اعضای بدن وجود دارد، از طریق فضای مجازی نیز این کار انجام می‌شود.[۱۲۱] در ایران افرادی با عنوان کاری «دلال اعضای بدن» به فروش اعضای بدن کمک می‌کنند؛ بر اساس گزارشی، داخل کادر بیمارستان‌ها نیز «دلال اعضای بدن» وجود دارد.[۱۲۲]
وضعیت حقوق بشر در ایران
نوشتار اصلیحقوق بشر در ایران
اعدام
در ایران هنوز اقدام به اعدام افراد می‌شود. اعدام کودکان نیز در این کشور انجام می‌شود.[۱۲۳] این کشور پس از چین، بیشترین تعداد اعدام در جهان را دارد.[۱۲۴] اعدام در ملأ عام انجام می‌شود و ایرانیان گاهی علاوه بر مشاهده و تشویق، ویدئوی آن را نیز در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند.[۱۲۵]
گردش آزاد اطلاعات
علاوه بر اینکه به صورت کلی در ایران اطلاعات سانسور می‌شوند، این کار از سوی روحانیون و مراجع تقلید شیعه نیز به صورت پیوسته حمایت می‌شود؛ آیت الله موحدی کرمانی، از مسئولین درخواست کرد که برای جلوگیری از اعتراض مردم و تبادل اطلاعات آن‌ها باهم، اینترنت را با الگوگیری از چین، سانسور و فیلتر کنند.[۱۲۶]
به گزارش رسانه‌های خارجی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران وظیفهٔ شستشوی مغزی ایرانیان را برعهده دارد و بی‌طرف نیست.[۱۲۷] حکومت ایران با حمایت از صدا و سیما و جلوگیری از دسترسی مردم به شبکه‌های اجتماعی نظیر فیسبوک، توییتر و یوتیوب (تلگرام و اینستاگرام در هنگام تظاهرات)، سعی در جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات دارد.[۱۲۷][۱۲۸]
یکی از مشاوران قوهٔ قضائیه ایران تعداد وبگاه‌های فیلتر شده تا آبان ۱۳۸۷ را پنج میلیون برشمرد و اینترنت و ماهواره را نگران‌کننده خواند.[۱۲۹] در دولت یازدهم و دوازدهم جمهوری اسلامی، برخلاف وعده‌هایی که برای آزاد شدن اینترنت داده شد، مسدودسازی دو شبکهٔ اجتماعی تلگرام و اینستاگرام در همان زمان رخ داد.[۱۳۰] همچنین تقریباً نیمی از وبگاه‌های برتر الکسا در این کشور فیلتر هستند.[۱۳۱]
پرچم
 
 
پرچم سه‌رنگ سبز، سفید و سرخ اولین بار در دوران صدارت امیرکبیر به سال ۱۸۴۹ (۱۲۲۷) در سفارت ایران در لندن برافراشته شد که نشان شیر و خورشید داشت.[۱۳۲]
 
نوشتار‌های اصلی: پرچم ایران و شیر و خورشید
 
پرچم فعلی ایران شامل سه رنگ (افقی) سبز، سفید و سرخ است. با وجود اینکه زبان رسمی کشور فارسی است، نوشتاری به زبان عربی در پرچم این کشور وجود دارد؛ همچنین با وجود پیشینه و هویت تاریخی ایران، پرچم این کشور نماد جمهوری اسلامی را در میان خود دارد.
پیش از قاجاریان و همچنین پیش از ورود اسلام به ایران، پرچم این کشور در سده‌های مختلف تغییرات متفاوتی داشت اما شناخته‌شده‌ترین پرچم‌های ایران در عصر حاضر یکی پرچم رسمی جمهوری اسلامی ایران است که از سال ۱۳۵۷ در نظر گرفته شد و دیگری پرچم سه رنگ شیر و خورشید است که پرچم سه رنگ اولین بار در سال ۱۸۴۹ (۱۲۲۷) در دوره صدارت امیرکبیر در زمان قاجار در نظر گرفته شد،[۱۳۲] اگرچه قدمت نشان شیر و خورشید در پرچم به دوره تیموریان در سال ۸۲۶ هجری قمری بر می‌گردد و همچنین در مُهرها و ضرب سکه قدمت بیشتری دارد حدود قرن ششم یا هفتم هجری. ترسیم متداول خورشید به صورت زنانه بود و ریشه این نشان به صور فلکی اسد در منطقةالبروج در اخترشناسی مرتبط است.[۱۳۴] در پرچم سه رنگ دوره قاجار در آغاز خورشید چهرهٔ زنانه داشت اما در زمان رضا شاه پهلوی چهره زنانه خورشید حذف شد.[۱۳۴] از سال ۱۳۵۷ پرچم سه رنگ حفظ شد و نشان لا اله الا الله همراه دو نوار الله‌اکبر جایگزین نشان شیر و خورشید شدند. نسبت ابعاد پرچم نیز ۲:۳ است.
سیاست
 
 
تحریم‌ها علیه ایران در جهت تنبیه حکومت ایران یا وادار کردن این کشور به انجام یا عدم انجام عملی به کار گرفته شده‌است. عمدهٔ تحریم‌ها علیه ایران پس از وقوع انقلاب ۵۷، پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران شکل گرفت و در پی چالش بر سر برنامهٔ هسته‌ای ایران شدت بیشتری یافت. برنامه اتمی ایران از سال ۸۵ و به دنبال ارجاع پرونده این کشور از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به شورای امنیت، با تحریم‌های مختلفی مواجه شده‌است. تحریم‌های ایران را از نظر تحریم کنندگان می‌توان به ۴ دستهٔ کلی تقسیم‌بندی کرد: تحریم‌های چندجانبه هم‌چون تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل، تحریم‌های اتحادیهٔ اروپا، تحریم‌های یک‌جانبهٔ کشورهای مختلف مانند ایالات متحده و تحریم‌های کنگره آمریکا.[۱۳۵][۱۳۶]
نظام حقوقی
نظام حقوقی ایران ترکیبی از فقه شیعه و نظام حقوقی رومی-ژرمنی است و عناصری از هر دو سیستم را در خود دارد.[۱۳۷] رهبر رئیس قوه قضائیه را انتخاب می‌کند و او نیز رئیس دیوان عالی و دادستان کل کشور را منصوب می‌کند. چندین نوع دادگاه در ایران فعالیت می‌کند. دادگاه‌های عادی به دادگاه‌های حقوقی (اختلاف میان اشخاص) و جزایی (صدور حکم مجازات برای مجرمین) تقسیم می‌شوند. دادگاه خانواده به اختلافات خانوادگی رسیدگی می‌کند. دادگاه انقلاب اسلامی صلاحیت رسیدگی به جرایم مربوط به امنیت ملی را دارد و دادگاه ویژه روحانیت هم مخصوص رسیدگی به اتهامات روحانیون است.
نیروی نظامی
ایران دو نوع نیروی مسلح دارد. یکی ارتش ایران که یک نیروی متعارف نظامی است و دیگری سپاه پاسداران که وظیفه دفاع از انقلاب و امنیت داخلی را نیز بر عهده دارد. یک نیروی شبه‌نظامی و داوطلب با نام بسیج هم زیر نظر سپاه سازماندهی می‌شود. استراتژی نظامی ایران پیرامون دو هدف اصلی بنا شده‌است:
حفظ امنیت داخلی کشور و جلوگیری از خیزش‌های ناسیونالیستی در اقلیت‌های قومی و مذهبی. درگیری‌ها در همسایگان شمالی ایران و افغانستان پتانسیل این نوع شورش‌ها را افزایش داده‌است.
محدود کردن دسترسی ایالات متحده به خلیج فارس. استقرار موشک‌های ضدکشتی در تنگه هرمز و خریداری زیردریایی‌های کلاس کیلو با قابلیت مین‌گذاری از این هدف استراتژیک حکایت دارد.
به نوشته گلوبال سکیوریتی؛ نیروی زمینی ایران فاقد توانایی عملیات‌های نظامی مشترک مدرن است. این به دلیل پایبندی بهدکترین‌های نظامی قدیمی و ساختار نظامی نامناسبی است که بر آرایش‌های مستقیم پیاده‌نظام تأکید دارد و اجازه ترکیب مؤثر عملیات‌های هوایی و زمینی را در جغرافیای ناهموار و وسیع کشور نمی‌دهد. نیروی هوایی و دفاع هوایی ضعیفترین حلقه در ساختار دفاعی کلی کشور هستند. این وضعیت تا زمانی که هواپیماهای ایرانی تعویض نشده، موجودی قطعات یدکی آن‌ها افزایش پیدا نکند و آموزش‌های خلبانان ارتقاء نیابد ادامه خواهد داشت چون اکثر هواگردهای ایران جنگنده‌های آمریکایی و جنگنده-بمب‌افکن‌های چینی و روسی سالخورده هستند. با این وجود نیروی هوایی همچنان سطح قابل قبولی از قابلیت تهاجمی را حفظ کرده اما به دلیل ضعف در پدافند هوایی در مقابل حملات هوایی آسیب‌پذیر است.[۱۳۸]
ایران نهمین کشور در تعداد پرسنل نیروهای نظامی[۱۳۹] و دهمین کشور در تعداد تانک‌های نظامی است.[۱۴۰] این کشور هنوز دارای قانون سربازی می‌باشد.[۱۴۱]
 
پیاده‌نظام ارتش ایران
 
اف-۱۴ تام‌کت، جنگنده رهگیر و برتری هوایی
 
آرایش پروازی اف-۱۴ تام‌کت متعلق به نیروی هوایی ایران
 
یک لاکهید سی-۱۳۰ هرکولس متعلق به ایران
 
ناوچه الوند (سام)
 
ایران دارای ۳ زیردریایی کلاس "Kilo" است که در خلیج فارس گشت‌زنی می‌کنند.
خشونت علیه شهروندان ایرانی
در برخی موارد، مشاهده شده که نیروهای نظامی، امنیتی و شبه نظامی ایران، علیه شهروندان این کشور خشونت ایجاد کرده‌اند.[۱۴۲][۱۴۳] نیروی نظامی و شبه نظامی ایران بارها با بانوان ایرانی به دلایل دینی و سیاسی برخورد فیزیکی داشته‌است.[۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴] طبق قانون این کشور، در صورت برخورد نامناسب از سوی این نیروها، امکان شکایت وجود دارد.[۱۴۵]
برای مدتی نیروی انتظامی ایران به خانه‌های مردم این کشور هجوم برده و دستگاه‌های ارتباطی را جمع‌آوری می‌کردند.[۱۴۶][۱۴۷]
آشپزی ایرانی
نوشتار اصلی: آشپزی ایرانی
 
چلوکباب (کباب و برنج) یکی از خوراک‌های ملی ایران[۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰]
با توجه به پیشینهٔ کشور، گوناگونی قومیت‌ها و تأثیرات فرهنگ‌های همسایه، خوراک ایرانی‌ها بسیار متنوع است. در بسیاری از خوراک‌های ایرانی از ادویه و سبزی‌ها استفاده می‌شود.
خوراک‌های ایرانی شامل طیف گسترده‌ای از خوراکی‌های اصلی، از جمله انواع کباب، پلو، خورش، سوپ (آش) و املت است. ماست، دوغ، سالاد شیرازی، ترشی و سبزی‌ها معمولاً در کنار خوراک اصلی مصرف می‌شوند.
در فرهنگ کنونی ایران، چای به میزان زیادی مصرف می‌شود؛[۱۵۱][۱۵۲] همچنین ایران هفتمین تولیدکنندهٔ بزرگ چای در جهان است و یک فنجان چای معمولاً نخستین چیزی است که برای مهمان ارائه می‌شود.[۱۵۳][۱۵۴] یکی از پرطرفدارترین دسرهای ایران، فالوده است.[۱۵۵] بستنی زعفرانی، معروف به بستنی سنتی نیز در این کشور پرهوادار است.[۱۵۶] این کشور همچنین برای خاویار خویش در جهان مشهور است.[۱۵۷]
اقتصاد
 
ایران ۱۱٪ ذخایر نفت و ۱۸٪ ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد.
 
بناهای تاریخی همچون پاسارگاد از جاذبه‌های گردشگری ایران است.
نوشتار اصلی: اقتصاد ایران
در ۳۰ سال گذشته جمعیت ۳۶ میلیونی ایران به ۸۰ میلیون نفر افزایش پیدا کرده و نخستین موج این نسل نو به بزرگسالی رسیده‌است. بر اساس آمارهای رسمی نرخ بیکاری به ۲۲ درصد رسیده‌است اما برخی کارشناسان رقم آن را ۱۲٫۲ درصد برآورد می‌کنند.
از سال ۱۳۵۳ بیش از چهار دهه است که ایران با نرخ تورم بالا دست و پنجه نرم می‌کند. پایین‌ترین تورم در طول این سال‌ها ۷ درصد و گاهی نیز در حدود ۵۰ درصد بوده‌است و نرخ بیکاری زمانی ۳ درصد و گاهی بیش از ۱۶ درصد بوده‌است. در سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ (دو سال اخیر حکومت محمود احمدی‌نژاد) ایران شاهد تورم شدید و رشد منفی اقتصادی روبرو شد. با به قدرت رسیدن حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ سرعت رشد تورم بسیار کمتر شد اما با این وجود نرخ تورم ایران در سال ۲۰۱۳ بعد از ونزوئلا بالاترین رقم در جهان بوده‌است.[۱۵۸]
در حالی که در زمینه بدهی خارجی، این رقم برای مدت‌ها صفر بوده ولی گاه چنان افزایش یافته که دولت را با بحران بازپرداخت مواجه کرده‌است. خصوصی‌سازی، رهایی از اقتصاد متکی به نفت و همگام شدن با اقتصاد جهانی پیشنهادهایی است که تحلیلگران برای بهبود اوضاع اقتصادی ایران مطرح می‌کنند.
وابستگی به درآمدهای نفتی، برنامه‌ریزی اقتصادی ایران را همواره شکننده کرده‌است. برنامه دولت این است که وابستگی به درآمدهای نفتی را که ۸۰ درصد درآمدهای ارزی ایران را تشکیل می‌دهد، کاهش دهد اما هر گونه تلاش برای خارج کردن درآمدهای نفتی به معنای آن است که درآمدهای مالیاتی چند برابر شود. در همین راستا دولت اقدام به اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها نموده‌است.
صنعت ایران پس از سال‌ها همچنان زیر پوشش یک رشته قوانین حمایتی دولتی فعالیت می‌کند و اگر در برابر فشارهای رقابتی جهانی قرار گیرد ممکن است بسیاری از کارخانه‌ها تعطیل شود و بیکاری افزایش یابد.
ایران در سالیان مختلف رشد اقتصادی مختلفی را تجربه کرده‌است. بر پایهٔ گزارش صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۰۹ میلادی رشد اقتصادی ایران ۱٫۱ بوده که این رقم در سال ۲۰۱۰ میلادی به ۱٫۶ درصد رسیده‌است که پس از قرقیزستان کمترین نرخ رشد اقتصادی را در بین کشورهای منطقه داشته‌است. بر پایه پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول نرخ رشد ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی به صفر درصد نزول می‌کند و در سال ۲۰۱۲ میلادی به ۳ درصد خواهد رسید.[۱۵۹]
ایران تا سال ۲۰۱۲ م. بزرگترین تولیدکننده پسته،[۱۶۰] زعفران،[۱۶۱] خاویار،[۱۶۲] زرشک،[۱۶۳] فیروزه،[۱۶۴] میوه‌های شفتی (مثل زردآلو)[۱۶۰] و فرش دستباف[۱۶۵] در جهان بوده و پس از مصر رتبه دوم تولید خرما[۱۶۰] را دارد. همچنین بزرگترین ذخیره فلز روی در جهان است.[۱۶۶]
ایران همچنین هشتمین تولیدکننده میوه،[۱۶۷] دومین تولیدکننده خیار،[۱۶۸] چهارمین تولیدکننده سیمان،[۱۶۹] نهمین تولیدکننده آهن،[۱۷۰] هشتمین تولیدکننده لیمو،[۱۷۱] دهمین تولیدکننده انگور،[۱۷۲] دومین تولیدکننده زردآلو،[۱۷۳] هشتمین تولیدکننده مرغ،[۱۷۴] سومین تولیدکننده گاز طبیعی،[۱۷۵] ششمین تولیدکننده نفت،[۱۷۶] سومین صادرکننده نفت،[۱۷۷] ششمین تولیدکننده پیاز،[۱۷۸] دومین تولیدکننده گردو،[۱۷۹] سومین تولیدکننده هندوانه،[۱۸۰] هفتمین تولیدکننده گوجه فرنگی،[۱۸۱] هفتمین تولیدکننده مرکبات،[۱۸۲] چهارمین تولیدکننده بادام[۱۸۳] و هفتمین تولیدکننده پشم[۱۸۴] در جهان است.
ترابری
با توجه به موقعیت جغرافیایی مناسب ایران، این کشور می‌تواند پیشرفت زیادی در زمینهٔ ترابری، توسعه بسترها و زیرساخت‌های مرتبط با حمل و نقل داشته باشد.[۱۸۵] ایران دارای ۱۳۴۳۷ کیلومتر شبکه ریلی استاندارد و ۹۶ کیلومتر خطوط ریلی عریض است. نگهداری، تعمیر و بهره‌برداری از این شبکه ریلی بر عهده شرکت راه‌آهن ایران می‌باشد. راه‌آهن ایران در سال ۱۳۹۴ در کل ۲۴٬۴۵۲٬۶۰۳ نفر مسافر داشته‌است.[۱۸۶]
ایران ۲۴۰۰ کیلومتر آزادراه، ۱۵۴۰۰ کیلومتر بزرگراه و ۲۳۸۰۰ کیلومتر راه اصلی دارد. طبق آماری، تنها ۰٫۸۲ درصد راه‌های این کشور در وضعیت عالی قرار دارد.[۱۸۷] تجهیزات ایمنی راه‌های ایران در وضعیت بدی قرار دارند.[۱۸۸]
حمل‌ونقل در ایران با توجه به یارانه‌های دولتی که به بنزین و گازوئیل تعلق می‌گیرد ارزان است؛ همچنین سالانه ۸۰۰ هزار تصادف در ایران روی می‌دهد که از حیث آمار مرگبارترین حوادث جاده‌ای، ایران رتبه اول را در جهان دارد.[۱۸۹]
ناوگان خطوط هوایی ایران متشکل از پانزده شرکت هواپیمایی می‌باشد که ایران ایر قدیمی‌ترین آن‌ها و یکی از قدیمی‌ترین‌ها در خاورمیانه است. با توجه به ظرفیت بزرگ اقتصادی صنعت حمل‌ونقل هوایی و توریسم ایران، این کشور در حال نوسازی صنعت هوایی خود است و پس از برجام اقدامات بیشتری برای این کار انجام شده‌است.[۱۹۰] فرودگاه‌های بین‌المللی مشهد، شیراز، کیش، مهرآباد و امام خمینی از پررفت‌وآمدترین فرودگاه‌ها در ایران هستند.
ایران در زمینه کشاورزی و باغداری، در خصوص برخی تولیدات دارای رتبه‌های بالایی است. بنا بر آمار سال ۲۰۰۷ میلادی، این کشور در تولید خیار در جهان دارای مقام دوم،[۱۹۱] بادام مقام چهارم،[۱۹۲] سیب مقام پنجم[۱۹۳] گیلاس سوم،[۱۹۴] انجیر مقام سوم،[۱۹۵] پسته مقام اول،[۱۹۶] طالبی مقام چهارم،[۱۹۷] گردو مقام دوم،[۱۹۸] زردآلو مقام دوم،[۱۹۹] خرما مقام دوم،[۲۰۰] نخود مقام چهارم،[۲۰۱] هندوانه مقام پنجم،[۲۰۲] می‌باشد.
صنایع
عمده‌ترین صنایع پیشرفته ایران عبارت‌اند از: صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، نساجی، شیمیایی، غذایی، خودروسازی، الکتریکی و الکترونیکی و…
سازه‌های مهم دستی و سنتی ایران عبارت‌اند از: فرش و قالی، گلیم بافی و زیلو، منبت‌کاری، خاتم‌کاری و سفال‌گری.
جستار وابسته: فهرست صنایع دستی ایران
منابع و معادن
مهمترین صنایع و معادن ایران عبارتست از: نفت و گاز. ایران، سومین ذخایر نفتی جهان، یازده درصد ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه؛ و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده درصد ذخایر ثابت شده گاز زمین، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد.[۲۰۳][۲۰۴] همچنین ایران دومین صادرکننده بزرگ سازمان اپک است که پتانسیل تبدیل شدن به یک ابرقدرت انرژی را دارد.[۲۰۵] مهم‌ترین منطقه‌های نفتی این کشور مسجد سلیمان، هفتگل، گچساران، آغاجاری و اسلام‌آباد غرب (شاه آباد پیشین) است. همچنین دریای مازندران نیز اندوخته نفتی بسیاری را در خود نهفته دارد. نفت قم نیز در حال بهره‌برداری است. مهم‌ترین میدان گازی ایران، میدان گازی پارس، شامل: میدان گازی پارس جنوبی در منطقه عسلویه و میدان گازی پارس شمالی در منطقه مندستان هر دو در استان بوشهر واقع است.
بیشترین معادن در حال بهره‌برداری در استان‌های خراسان وجود دارد. دیگر معادن مهم ایران عبارت‌اند از: معادن کانی‌های فلزی: آهن، منگنز، کرومیت، مس، سرب، روی، نیکل، کبالت، طلا، نقره و اورانیوم؛ معدنی شیمیایی: گوگرد، نمک؛ سنگ‌های تزئینی مانند فیروزه؛ شن و ماسه؛ و زغال سنگ.
گردشگری
نوشتار اصلی: گردشگری در ایران
گردشگری در ایران قابلیت زیادی برای گسترش دارد. بر پایهٔ گزارش سازمان جهانی جهانگردی، ایران رتبه دهم جاذبه‌های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبه‌های طبیعی را در جهان دارا است، ولی با این وجود به دلیل محدودیت‌های اجتماعی و تفریحی تاکنون چندان در جذب گردشگران خارجی موفق نبوده‌است.[۲۰۶] آمارهای رسمی از ورود گردشگران به ایران تفاوتی بین سفرهای تجاری، تفریحی و زیارتی نمی‌گذارد. اما به‌طور کلی در سال ۲۰۱۱ حدود ۳ میلیون نفر وارد ایران شدند و از این طریق بیش از دو میلیارد دلار وارد اقتصاد ملی ایران شد.[۲۰۷]رده ایران در جدول فساد اقتصادی
مطابق آمار سازمان شفافیت بین‌المللی، رده ایران در جدول فساد اداری و مالی، در سال ۲۰۱۵ صدو سی ام بوده. ایران از این لحاظ با کشورهایی چون اوکراین، کامرون، نپال، نیکاراگوئه و پاراگوئه در یک ردیف قرار گرفت.[۲۰۸]
هنر و فرهنگ
نوشتار اصلی: فرهنگ ایرانی
 
جام طلایی از مارلیک که در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود
فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ کهن دارد. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، پاکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه همگی کم و بیش گوشه‌ای از فرهنگ ایران را به ارث برده‌اند.
موسیقی ایرانی
 
ساز موزیکال ایرانی باستان، از قرن ۶ قبل از میلاد در موزه پرسپولیس نگهداری می‌شود.
موسیقی ایرانی به گونه‌های گوناگون بازشناخته می‌شود، موسیقی کلاسیک (یا موسیقی اصیل یا ردیف)، موسیقی محلی (نواحی)، موسیقی آیینی و مذهبی. به دلیل از بین رفتن بسیاری از قطعات و آثار تاریخی موسیقی دقیقاً روشن نیست این‌گونه موسیقی در طول تاریخ چگونه اجرا می‌شده ولی در دوره معاصر، موسیقی ایرانی هم به صورت تکنوازی (عمدتاً مبتنی بر بداهه نوازی) و هم به گونه گروهی که دربرگیرنده خواننده، نوازنده و تنبک‌نواز است، نواخته می‌شود. موسیقی ایرانی هنگامی که به گونه تک‌نوازی نواخته می‌شود، مونوفونیک است، هرچند در تک‌نوازی نیز آکوردها برای آرایه‌بندی به کار می‌روند و در برخی فرم‌ها شاید در سراسر یک آهنگ نُت پدال نواخته شود. موسیقی که به گونه گروهی نواخته می‌شود، هته روفونیک است و آهنگی که خواننده آماده می‌کند، نوازنده به آسانی آن را بازتاب می‌دهد و کم و بیش آن را دگرگون می‌سازد.
نگارگری ایرانی
 
یک اسطرلاب ایرانی متعلق به دوره قاجار
نگارگری ایرانی که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده می‌شود شامل آثاری از دوره‌های مختلف تاریخ اسلامی ایران است که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی (ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک عیار)، علمی و فنی (التریاق، الادویه المفرده، الاغانی)، تاریخی (جامع التواریخ)، و همچنین، برخی کتب مذهبی، همچون، خاوران نامه می‌باشد.
اولین آثاری که بتوان نام نقاشی بر آن‌ها نهاد، در غار دوشه لرستان و با حدود هشت تا ده‌هزار سال قدمت به دست آمده، و در دوره تاریخی آنچه را که بتوان نقاشی نامید در دیوارنگاری‌های اشکانی و ساسانی می‌توان دید. با ورود اسلام به ایران، این کشور تا مدت‌ها به دست امویان و عباسیان اداره شد، و از آن پس، با روی کار آمدن سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان، و آل بویه استقلال از دست رفتهٔ ایرانیان تا حدودی به آن‌ها بازگشت. از این پس، زمینه برای احیای هنر و فرهنگ ایرانی به‌خصوص نگارگری ایرانی فراهم شد.
فرش بافی
قالی‌بافی همواره در فرهنگ ایران جایگاه خاصی داشته و امروزه بیشترین فرش‌های دستباف دنیا در ایران ساخته می‌شود. میزان صادرات فرش‌های دستباف ایران در سال حدود ۵۱۷ میلیون دلار بوده‌است. نقشه‌ها و طرح‌های قالی در مناطق مختلف کشور متفاوت است اما به‌طور کلی از رنگ‌های متنوعی برای به تصویر کشیدن گل‌ها و گیاهان، جانوران و پرندگان استفاده می‌شود. زیراندازهای دیگری مثل گبه و گلیم نیز بافته می‌شوند که از نظر شیوه گره‌زنی و بافت تاروپود با فرش تفاوت دارند.
ادبیات فارسی
ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتاب‌های قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفته‌اند.
آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران فراتر رفته‌است. شاعران و نویسندگانی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، مولوی، عمر خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهره‌های شناخته شده ادبیات معاصر فارسی در جهان می‌توان به صادق هدایت در داستان، نیما یوشیج در شعر و بهرام بیضایی در نمایشنامه اشاره کرد.
اسطوره‌شناسی
نوشتار اصلی: اساطیر ایران
 
مجسمهٔ آرش کمانگیر
بنیان اساطیر ایرانی بر نبرد میان خوبی و بدی نهاده‌است. در اساطیر ایران چیزی که در همهٔ روایات اساطیری مشاهده می‌شود، حضور شر و نیروهای حافظ پلیدی در جهان است. این نیروهای شر که دستیاران اهریمن به‌شمار می‌آیند با نام‌های دیو و دروج از ایشان یاد شده‌است. دیوان دروجان جنسیت‌های مذکر و مؤنث دارند و در برابر هر نیکی در جهان یک پلیدی است و حداقل یک دیو هم موکل بر آن پلیدیست. بسیاری از اطلاعات فعلی از شاهنامه به‌دست آمده‌اند.
برخلاف داستان‌هایی که دربارهٔ قهرمانان ایرانی وجود دارد، که احتمال افسانه بودن آن‌ها نیز هست، ایرانیان قهرمانی به‌نام «شاه کوروش بزرگ»[۲۰۹] دارند که وجود آن اثبات شده‌است.
معماری در ایران
 
گنبد سلطانیه از شاهکارهای معماری ایرانی
کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم پیش −از میلاد می‌رسد. از آن زمان تاکنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، به‌ویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.
معماری ایران دارای ویژگی‌هایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است، ویژگی‌هایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوان‌های رفیع، ستون‌های بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.
خوشنویسی ایرانی
خوشنویسی ایرانی بخشی از خوشنویسی اسلامی است که در ایران و سرزمین‌های وابسته یا تحت نفوذ او همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدریج حول محور فرهنگ ایرانی شکل گرفت؛ و نه تنها از مفاخر هنر ایرانی بلکه از مفاخر هنر اسلامی و حتی هنر جهان به‌شمار می‌رود.
درحالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام، به‌عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد. در این منطقه نیز خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای لطافتی خاص است.[۴]
سینما
نوشتار اصلی: سینمای ایران
نخستین دوربین فیلم‌برداری در زمان مظفرالدین‌شاه به ایران آمد. نخستین فیلم صدادار پارسی، فیلم دختر لر بود که عبدالحسین سپنتا در سال ۱۳۱۷ خورشیدی ساخت.
ورود نخستین دستگاه سینماتوگراف به ایران در سال ۱۲۷۹ هجری خورشیدی به فرمان مظفرالدین‌شاه سرآغازی برای سینمای ایران به‌شمار می‌آید؛ هر چند ساخت اولین سالن سینمای عمومی تا سال ۱۲۹۱ سرنگرفت. تا سال ۱۳۰۸ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تأسیس شده به نمایش فیلم‌های غربی که در مواردی زیرنویس پارسی داشتند می‌پرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام آبی و رابی را در سال ۱۳۰۹ اوانس اوگانیانس با فیلمبرداری خان بابا معتضدی ساخت.
آیین‌های رسمی اصیل ایرانی
 
هفت‌سین، جزوی از جشن سال نو ایرانیان
ایرانیان به دلیل پیشینه و تاریخ تمدن‌شان جشنواره‌ها و آیین‌های زیادی دارند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:
نوروز
هفت‌سین
سیزده‌به‌در
مهرگان
جشن سده
شب یلدا
اسفندگان
چهارشنبه‌سوری
خردادگان
بهمنگان
تیرگان
ورزش
نوشتار اصلی: ورزش در ایران
 
ورزشگاه آزادی بزرگترین ورزشگاه ایران در سال ۱۳۵۰ افتتاح شد.
تهران نخستین شهر غرب آسیا بود که میزبان بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ شد. ورزشگاه آزادی که برای این رقابت‌ها ساخته شد بزرگترین ورزشگاه ایران است. ورزش زورخانه‌ای و کشتی به عنوان ورزش‌های سنتی و ملی ایران شناخته می‌شوند. تیم ملی کشتی آزاد ایران شش بار قهرمان تیمی جهان شده‌است و بیشترین مدال‌های ایران در المپیک در این رشته به دست آمده‌است. غلامرضا تختی قهرمان المپیک و جهان در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به عنوان یک قهرمان اسطوره‌ای و نماد جوانمردی در ایران مورد احترام است.
فوتبال در ایران امروزه از محبوب‌ترین ورزش‌های ایران است. تیم ملی فوتبال ایران پنج بار به جام جهانی راه پیدا کرده، سه بار قهرمان آسیا و چهار بار برندهٔ مدال طلای بازی‌های آسیایی شده‌است. بسکتبال و والیبال ایران نیز از دههٔ ۱۳۸۰ به بعد موفقیت‌های زیادی کسب کرده‌اند. تیم ملی بسکتبال ایران در چهار دوره جام ملتهای آسیا از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ سه بار قهرمان شده‌است و تیم ملی والیبال ایران با کسب رتبه ششم در قهرمانی جهان ۲۰۱۴ و رتبه چهارم لیگ جهانی ۲۰۱۴ بهترین نتایج یک تیم آسیایی در این رشته ورزشی را کسب کرد.
 
دیزین مهم‌ترین پیست اسکی ایران و منطقه خاورمیانه
ایران زادگاه ورزش چوگان است و در متن‌های قدیمی همچون شاهنامه فردوسی به این بازی اشاره شده‌است. تخته نرد نیز از بازی‌هایی است که در ایران ابداع شده و بخش مهمی از تکامل شطرنج نیز در ایران اتفاق افتاده‌است. با توجه به محیط کوهستانی ایران ورزش‌های کوهنوردی و صخره‌نوردی نیز در ایران رایجند. چندین پیست اسکی هم در نزدیکی تهران واقع است و پیست اسکی توچال با ارتفاع ۳۷۳۰ متر از مرتفع‌ترین پیست‌های دنیاست.
ورزش‌های قدرتی همچون وزنه‌برداری نیز در ایران بسیار محبوب هستند. وزنه‌برداری پس از کشتی بیشترین مدال‌های المپیکی ایران را به دست آورده‌است. هنرهای رزمی متنوعی نیز در ایران تمرین می‌شوند. کونگ‌فو توآ در دهه ۱۳۵۰ در ایران با اقتباس از هنرهای رزمی چینی ابداع شد و ورزشکاران ایرانی در رشته‌های مختلف رزمی بارها قهرمان جهان شده‌اند.
از نخستین حضور رسمی ایران در المپیک در بازی‌های ۱۹۴۸ لندن تا ۲۰۱۲ لندن، ورزشکاران ایرانی موفق شدند تا در مجموع ۶۹ مدال برای کشورشان تصاحب کنند. ۱۹ مدال طلا، ۲۲ مدال نقره و ۲۸ مدال برنز حاصل تلاش ۵۵ ورزشکار ایرانی در ۱۷ دوره از بازی‌های المپیک است. ۳۶ مدال در کشتی آزاد، ۱۹ مدال در وزنه‌برداری، ۷ مدال در کشتی فرنگی، ۶ مدال در تکواندو و یک مدال در پرتاب دیسک به دست آمده‌اند و هادی ساعی با دو مدال طلا و یک برنز پرافتخارترین ورزشکار ایران در المپیک است. بهترین مقام ایران رتبهٔ چهاردهم در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن است و بهترین نتیجه از نظر تعداد مدال هم در المپیک ۲۰۱۲ لندن با ۵ مدال طلا، ۶ مدال نقره و ۲ مدال برنز به دست آمد.[۲۱۰]
محدودیت برای بانوان
بانوان ایرانی در ورزش نیز دارای محدودیت‌هایی هستند که از سوی حکومت این کشور اعمال می‌شوند. بانوان هوادار ورزش‌هایی نظیر فوتبال، اجازهٔ حضور در ورزشگاه‌ها را ندارند؛ البته دختران ایرانی بارها برای دیدن مسابقات ورزشی، خود را همانند مردان ساخته‌اند.[۲۱۱][۲۱۲] در مسابقه‌ای میان تیم ملی فوتبال ایران و سوریه در ورزشگاه آزادی، بانوان اهل سوریه وارد ورزشگاه شدند اما از ورود بانوان ایرانی جلوگیری شد؛[۲۱۳] در نهایت بانوان ایرانی برای ورود به ورزشگاه، از پرچم سوریه استفاده کردند و خود را سوری جا زدند تا مسابقه را از نزدیک تماشا کنند.[۲۱۳]
ورزشکاران زن ایرانی نیز برای ورزش دارای محدودیت‌ها و قوانینی متفاوت هستند؛ داشتن حجاب اسلامی هنگام مسابقات یکی از قوانین است که اگر رعایت نشود یا تصویری بدون حجاب از ورزشکار منتشر شود، ممکن است باعث اخراج یا جریمهٔ او شود.[۲۱۴] همچنین جداسازی جنسیتی در ورزش این کشور انجام می‌شود.[۲۱۵] از اصلی در 2018 March 4. دریافت‌شده در
اِبْنِ مُقَفَّع با نام اصلی روزبه پور دادویه معروف به ابومحمد عبدالله ابن مقفع (زادهٔ ۱۰۴ در فیروزآباد – درگذشتهٔ ۱۴۲ هجری قمری در بغداد) نویسنده و مترجم ایرانی آثار پهلوی به عربی ساکن بصره بود. او با کنیهٔ «أبی محمد» نیز شناخته می‌شد. ابن مقفع از برجسته‌ترین نمایندگان تفکر علمی در قرن دوم هجری است.[۲]
روزبه پور دادویهعبدالله ابن مقفع
زادروز
۱۰۶ قمری فیروزآباد
درگذشت
۱۴۲ قمری (سوزانده شد)بغداد
محل زندگی
پارس، اهواز، بصره
ملیت
ایرانی‌تبار
نام‌های دیگر
عبدالله
پیشه
نویسنده و مترجم
سبک
ادبیات ترجمه
لقب
ابن مقفع
دوره
قرن دوم هجری
مذهب
ابتدا زرتشتی، سپس بی‌دین[۱]
آثار
کلیله و دمنه، سیرالملوک
فرزندان
محمد
والدین
دادویه
روزبه کتاب‌های زیادی از پارسی میانه به عربی برگرداند. از میان کتابهایی که روزبه ترجمه کرد می‌توان از کلیله و دمنه، تاجنامه انوشیروان، آیین‌نامه، سخنوری بزرگ (الأدب الکبیر) و سخنوری خُرد (الأدب الصغیر) نام برد.
محتویات
منبع‌شناسیویرایش
در کتاب‌های کهن، زندگی‌نامه‌ای که در خور این شخصیت مشهور باشد، نیامده‌است و نیز تا چندی دو اثر عمده که در واقع تنها منابع مفید دربارهٔ اوست و با اندکی تفصیل به شرح گوشه‌هایی از زندگی اجتماعی و کشمکش‌های سیاسی او پرداخته‌اند، در دسترس نخستین محققان نبود. این دو اثر، عبارتند از انساب الاشراف اثر بلاذری و الوزراء و الکتاب اثر جهشیاری.[۳] گزارش ابن اعثم با آنکه بر جهشیاری مقدم است، به سودمندی این دو منبع نیست. با اینهمه بخش اعظم روایات این دو کتاب، با انشایی متفاوت و اندکی اختلاف در وفیات الاعیان اثر ابن خلکان گردآمده است و مؤلفان متأخرتر که تقریباً همیشه از او استفاده کرده‌اند، البته در این بخش از روایات از جادهٔ صواب به دور نیافتاده‌اند، اما در بیان جزئیات و ربط حوادث به یکدیگر دچار سرگردانی شده‌اند. نمونهٔ بارز این نقص را در کار گابریلی می‌توان دید.[۴] وی که در ۱۹۳۱–۱۹۳۲ میلادی به تألیف مقالهٔ خود دست زد، در درجهٔ اول، از وفیات ابن خلکان استفاده‌کرد. سپس توده‌ای از روایات دست دوم که غالباً مشکوک و مورد بحث‌اند را به کار گرفت. پس از آن از آثار کسان دیگری چون ابن ندیم، ابن جوزی، صفدی، ابوالفرج اصفهانی، و ابن قتیبه بهره جست. در ۱۹۵۴ میلادی دومینیک سورده[۵] که دو منبع اساسی مذکور را یافته‌بود، به تکمیل مقالهٔ گابریلی پرداخت و نظر به توجهی که وی به مسائل تاریخی دارد، توانست از این دو منبع و برخی قراین تاریخی شرح حال نسبتاً روشنی از ابن مقفع به دست دهد.[۳]
این نقص، البته در کتاب‌های شرقی نیز آشکار است. از جمله، در مقالهٔ مفصل عباس اقبال آشتیانی[۶] جای آن دو منبع خالی است. در شرق، پژوهش دربارهٔ ابن مقفع در حقیقت با همین اثر که در مجلهٔ کاوه منتشر گردید، آغاز شد. اقبال علاوه بر منابع معمول عربی، خاصه وفیات ابن خلکان، از آثار فارسی کهن، چون تاریخ طبرستان اثر ابن اسفندیار نیز استفاده‌کرد، اما او دو منبع اصلی (بلاذری و جهشیاری) و چندین اثر دیگر را که بعدها منتشر شد، ندیده‌بود. از این رو، به‌رغم شیوهٔ نیکو در کار تحقیق و بهره‌گیری از پژوهش‌های خاورشناسان، کار او چنان‌که مینوی اشاره می‌کند، از نقص خالی نماند. کتاب ابن المقفع خلیل مردم بک که ۴ سال بعد یعنی در ۱۹۳۰ میلادی چاپ شد،[۷] چیز عمده‌ای بر اطلاعات گذشت نیفزود. در ابن المقفع محمد سلیم الجندی (۱۹۳۶ م) اطلاعات جدید اندک است، اما تحلیل زندگی و آثار ابن مقفع آغاز می‌گردد. عبداللطیف حمزه عمده‌ترین منابع و نیز کتاب اقبال و منابع فارسی او را دیده و شرح حال نسبتاً خوبی، همراه با تحلیل‌ها و اظهار نظرهای شخصی فراوان ارائه داده‌است[۸] و ضمناً به آثار او نیز پرداخته‌است، اما بحث‌های جانبی در اثر او بیشتر است.[۳]
در مقالهٔ مفصل محمد کردعلی (۱۹۴۸ م)، اظهار نظرهای نویسنده بیشتر جلب توجه می‌کند. کتاب ابن المقفع عمر فروخ (۱۹۴۹ م) سخن تازه‌ای ندارد. حنا فاخوری در کتابش، تاریخ ادبیات، مقاله‌ای دارد که با اندکی تغییر در کتاب ابن المقفع او (۱۹۵۷ م) تکرار شده‌است. محمد غفرانی خراسانی، ابن مقفع را موضوع رسالهٔ فوق‌لیسانس خود قرار داد و در ۱۹۶۵ میلادی کتابی منتشر ساخت که بی‌گمان بهترین کتابی است که تاکنون در شرق، دربارهٔ ابن مقفع تألیف یافته‌است. وی توانسته‌است تقریباً همهٔ منابع نو و کهنهٔ عربی و فارسی را بررسی کند و به شیوهٔ خود و برحسب نظرات و اعتقادات خود، آن‌ها را در بوتهٔ نقادی افکند. شهامت او، با توجه به اینکه کتابش در مصر چاپ شده، در ردّ نظرات مشاهیری چون طه حسین و عزّام در خور توجه است.[۳]
نام و خانوادهویرایش
نام پدر ابن مقفع در واقع داذویه بود، هرچند که گاه، داذویه به داذبه تحریف شده‌است. ابن ندیم نام اسلامی پدر او را مبارک ذکر کرده که گویی ترجمهٔ عربی روزبه است، اما زبیدی در تاج العروس او را داذجشنش (داد گشنسب) خوانده، با اینهمه مینوی معتقد است که نام عبدالله، پیش از مسلمان شدن، داذبه بوده که به روزبه تصحیف گشته‌است. پدرش نیز داذجشنس (= داذگشنسپ که مخفف آن داذویه است) نام داشته‌است. داذویه که از اعیان و اصیل‌زادگان فارس بود، زمانی که حجاج بن یوسف بر عراق حکم می‌راند، از جانب وی مأمور خراج فارس شد، اما در کار اموال، ناروایی کرد و حجاج او را چندان شکنجه داد تا دستش «مقفع» (ناقص و تُرنجیده) گشت.[۹] گاهی، به جای حجاج، نام خالد بن عبدالله قسری را آورده‌اند و مأمور عذاب او را نیز یوسف بن عمر ثقفی خوانده‌اند، اما نتیجهٔ روایت در هر حال یکی است. کلمهٔ «مقفع» لقبی برای داذویه شد و فرزندش روزبه، ابن مقفع خوانده شد.[۳]
ابن مقفع تا زمانی که اسلام نیاورده بود، همچنان به روزبه معروف بود و ابوعمرو کنیه داشت. پس از گرویدن به اسلام، نام عبدالله و کنیهٔ ابومحمد را برگزید.
زندگیویرایش
کودکیویرایش
ظاهراً روزبه در جور (= گور) که همان فیروزآباد فارس باشد، زاده شد.[۱۰] او هنوز کودک بود که با پدرش به بصره رفت. پدر به تربیتش همت گمارد، ادبا را گرد او جمع می‌آورد، یا او را به مجالس ایشان می‌برد، سپس دو مرد بدوی به نام‌های ابوالغول و ابوالجاموس را که از فصحای عرب بودند و پیوسته به بصره می‌رفتند، به آموزش او گمارد. ابن مقفع علاوه بر دانشِ ظاهراً گسترده‌ای که از زبان پهلوی در فارس کسب کرده‌بود،[۱۱] عربی را از زبان فصیحان و ادیبان پاکیزه‌زبان عرب چنان آموخت که خود در صف فصیحان نشست. چند نکتهٔ مزاح‌آمیزی که بلاذری به او نسبت داده، بیشتر به توجه او به لغات و فصاحت دلالت دارد.[۳]
جوانیویرایش
ظاهراً پیش از سال ۱۲۶ قمری (۷۴۴ میلادی) مسیح بن حواری، حکومت شاپور داشته و ابن مقفع نزد او به دبیری مشغول بوده‌است. سپس عبدالله بن عمر بن عبدالعزیز، والی عراق (۱۲۶ ق) مسیح را از حکومت عزل کرده، سفیان بن معاویه مهلبی را به جایش گماشت و سفیان عازم مرکز مأموریت خود شد. اما مسیح که از مسلط نبودن خلیفه بر آن دیار و آشوب‌های بخش شرقی آگاه بود، از واگذاشتن ولایت به سفیان سرباز زد و پیشنهاد کرد که یا ۵۰۰ هزار درهم بستاند و بازگردد، یا همین مال را بپردازد و بر کرسی حکومت نشیند. سفیان نپذیرفت، ولی ابن مقفع که ظاهراً رابط میان این دو بود، کار را چندان به درازا کشاند تا مسیح توانست با کردانی که در این شهر قدرت داشتند و نیز یاران خود مکاتبه کرده، گروهی گرد خود جمع کند. چون نیرومند شد، از سفیان خواست که بازگردد. در نزاعی که میان دو مرد درگرفت، مسیح توانست به ضربه‌ای، ترقوهٔ سفیان را بشکند. سفیان به دورق در مرز خوزستان گریخت و کینهٔ ابن مقفع را به دل گرفت. این اطلاعات دقیق را جهشیاری داده‌است که در هیچ‌جای دیگر یافت نمی‌شود و ملاحظه می‌شود که در توضیح قتل ابن مقفع چقدر سودمند خواهد بود.[۳]
سرانجام پس از آنکه در ۱۲۹ قمری مسیح از شاپور رانده‌شد، ابن مقفع چندی در کرمان زیست. این سخن از آنجا دانسته می‌شود که به قول جهشیاری وی در کرمان دبیر داوود بن یزید ابن عمر بن هبیره بود و در آن زمان ثروت کلانی به چنگ آورد. گزارش بلاذری در کتاب فتوح قابل تأمل است. به گفتهٔ وی «چون صالح بن عبدالرحمان متصدی خراج عراق شد (۹۶ ق/۷۱۵ م)، ابن مقفع از جانب او امر خراج خوردهٔ دجله، یا به قولی، بهقباذ را به عهده گرفت و مالی بیاورد و نامهٔ خویش را بر پوستی نوشت و آن را به زعفران بیندود. راوی گوید: سبب آن است که وی را بر امور عجم آشنایی تمام بود». راست است که از آداب‌دانی ابن مقفع چنین ظرافتی بعید نیست، اما اگر بپذیریم که او در ۱۰۶ قمری (۷۲۴ م) زاده شده، تاریخ مذکور ۱۰ سال پیش از تولد ابن مقفع خواهد بود. در این صورت باید در روایت بلاذری تردید کرد. اقبال بی‌آنکه به این نکته توجه کند، گزارش بلاذری را پذیرفته و نقل کرده‌است.[۳]
عقایدویرایش
تفکر مترقی و عقاید الحادی او از مطالعه باب برزویه طبیب که به نظر می‌رسد خود، آن را به کلیله و دمنه افزوده‌است بخوبی آشکار می‌شود: «... بهیچ تاویل درد خویش درمان نیافتم و روشن شد که پای سخن ایشان (اهل دین) بر هوا بود…»[۱۲] مقفع در جریان نهضت فرهنگی زمان عباسیان نقشی بسیار مهم و اساسی داشت. او برای آماده ساختن زمینه‌های بحث و تحقیق در امور فلسفی، ابتدا کتابهای مرقیون و ابن دیصان و مانی را به عربی ترجمه کرد.[۱۳]
بعضی ادعا می‌کنند که ابن مقفع فقط ظاهراً مسلمان شده بوده‌است و در واقع زرتشتی بوده. بعضی نیز ادعا می‌کنند که عقاید زندیقی داشته‌است. از مهدی خلیفه نقل است (به مضمون) که «کتابی در زندقه ندیدم که با ابن مقفع ارتباطی نداشته باشد».
آثار و فعالیت‌هاویرایش
روزبه کتاب‌های زیادی از پارسی میانه به عربی برگرداند. از میان کتابهایی که روزبه ترجمه کرد می‌توان از کلیله و دمنه، تاجنامه انوشیروان، آیین‌نامه، سخنوری بزرگ (الأدب الکبیر) و سخنوری خُرد (الأدب الصغیر) نام برد. نثر عربی ابن مقفع بسیار شیوا بوده و نثر وی سرمشق سخندانان و نویسندگان عربی‌نوِیس و عربی زبان بوده‌است. ترجمه‌های او از بهترین آثار ادبی و اخلاقی زبان عربی شمرده می‌شوند.
روزبه نخستین کسی است که رسماً آثاری به نثر عربی نوشت[نیازمند منبع]. آثار وی در بعضی دانشگاه‌های جهان، از جمله دانشگاه‌های کشورهای عرب مانند دانشگاه قاهره، به عنوان نمونه‌های خوب و شیوایی از نثر عربی بررسی می‌شوند. آثار وی عبارتند از:
کلیله و دمنه
الأدب الکبیر
الأدب الصغیر و المنطق
سیرالملوک (ترجمه عربی خداینامه)
نامهٔ تنسر
عجائب سجستان (ترجمهٔ ریکیهای سگستان) که عمدتاً از فارسی میانه به عربی ترجمه کرده‌است.
الدرهٔ الثمینهٔ والجوهرهٔ المکنونهٔ
مزدک
باری ترمینیاس
أنالوطیقا ـ تحلیل القیاس
آیین‌نامه- فی عادات الفرس
التاج ـ فی سیرهٔ أنو شروان
أیساغوجی ـ المدخل
میلیهٔ سامی ووشتاتی حسام وعمرانی نوفل
رسالهٔ الصحابهٔ
سیمای فرهنگی ابن مقفعویرایش
به نظر می‌رسد ابن مقفع شخص مشکل پسندی با آداب شسته رفته بود. هم رسوم فرهنگ کهن نجابت ایرانی را داشت و هم ارزش‌های جامعه عربی را رعایت می‌کرد.[۱۰] سیمای فرهنگی ابن مقفع با همه آوازه‌مندی، در هاله‌ای از ابهام است. انسان دوستی، اخلاق، آداب دانی، خوش زبانی و زیبارویی همه در زندگی کاملاً مرفه او جمع آمده بود. ابن مقفع مردی آزاده و آزاده اندیش بود. فضایل اخلاقی و ارزشهای شخصی او در حدی بوده که کار پژوهشگران را دشوار ساخته‌است و باعث شده آنان دربارهٔ وی به اختلاف دچار گشته و او را در دو قطب متضاد، دین‌داری کامل و الحاد مطلق جای دهند. زندگی اخلاقی او و وقار و احتشام عباداتش آنچنان است که محققاً مسلمان به دشواری می‌تواند وی را از دین خویش خارج بداند. با این همه تهی بودن آثار او از دفاع مستقیم از اسلام و شریعت، شوخ‌چشمی‌های گاه به گاه او و به خصوص هم‌نشینی با متهمان به زندقه، باعث می‌شود که گروهی دیگر به زندیق بودن او حکم کنند. شاید پس از ترجمانی و زباندانی و ادبیّت، بحث انگیزترین موضوع پیرامون ابن مقفع، طرح «زندقه» در مورد اوست. وی همچنین از بزرگترین راهبران نهضت ترجمه در سده‌های نخستین اسلامی است و از این حیث تأثیری ژرف و بی‌مانند بر تمدن مسلمانان نهاده‌است.
مرگویرایش
گرچه ابن مقفع نزد مصاحبان مورد علاقه خود شوخ‌طبع بود قابلیت این را داشت که نزد کسانی که به آن‌ها اهمیت نمی‌داد مغرور و موهن باشد و در واقع او متمایل بود به استهزا و تحقیر کسانی که او را خشنود نمی‌ساختند بپردازد. یکی از قربانیان تمسخر و توهین او سفیان ابن معاویه بود که پس از توهین ابن مقفع به منصور، فرصتی برای انتقام به دست آورد. هنگامی که عبدالله ابن علی بر منصور شورید و مغلوب گشت، به او اجازه داده شد نزد سلیمان بماند. وقتی که خلیفه به موقعیت قوی تری دست پیدا کرد اما تصمیم بر این گرفت تا این گفته پیشین خود را نقض کند. وقتی سلیمان که دلواپس عبدالله بود، برایش امان خواست، متن امان نامه را ابن مقفع برای منصور نوشت تا منصور آن را امضا کند. این نامه به نظر منصور گستاخانه آمد و او را به خشم آورد. در نتیجه به سفیان اجازه داد تا به عنوان انتقام ابن مقفع را بکشد (گفته می‌شود با شکنجه). احتمالاً منصور، در ابن مقفع همان بلند پروازی‌های سیاسی را می‌دید که در نزد بنو علی مشاهده می‌کرد. بی‌دینی مورد ادعا در مورد ابن مقفع یا هیچ نقشی در سقوط او نداشت یا نقشی ناچیز داشت. مانویت هنوز به اندازه دوران حکومت ابوعبدالله محمد مهدی، خلیفه عباسی فتنه آمیز محسوب نمی‌شد؛ و نیاز به منشیان دربار از نیاز به قرائت دینی واحد بیشتر احساس می‌شد.[۱۰]
ابن اسفندیار در کتاب خود، تاریخ طبرستان در باب کشته شدن ابن مقفع چنین آورده:
«و می‌گویند آخر کار او خلیفه را معلوم کردند که او روزی بآتشکده مجوس برمیگذشت، روی بدو کرد و این بیت گفت:
یَا بَیْتَ عَاتِکَةَ الَّذِی اَتَعَزَّلُ حَذَرَ العِدَی وَ بِهِ الْفُؤَادُ مُوَآَّلُ
گفت هنوز اسلام او درست نیست به تنور نهادند و بسوختند.»[۱۴]ارگ بم، و باز هم زلزله… دشمن شگفتی های باستان!
 
ارگ بم یک مکان تاریخی ارزشمند در جنوب شرقی ایران به شمار می رود. بر اساس روایات این قلعه در بین قرن های ششم و چهارم قبل از میلاد ساخته شد. مهمترین دوره این قلعه بعد از قرن هفتم تا یازدهم بعد از میلاد بود که در یکی از مهمترین مسیرهای تجاری قرار داشت. این بنا جزو میراث جهانی یونسکو هم به شمار می رود. به هر حال زمین لرزه این بنا را قطعه قطعه کرد. تلاش های برای بازسازی این قلعه انجام شد، هر چند بازسازی کامل آن به نظر غیرممکن می باشد. اما حداقل این امید وجود دارد که یکی از شگفتی های دنیای باستان کمی از شکوه و جلال گذشته را بدست آورد!ارگ بم، و باز هم زلزله… دشمن شگفتی های باستان!
 
ارگ بم یک مکان تاریخی ارزشمند در جنوب شرقی ایران به شمار می رود. بر اساس روایات این قلعه در بین قرن های ششم و چهارم قبل از میلاد ساخته شد. مهمترین دوره این قلعه بعد از قرن هفتم تا یازدهم بعد از میلاد بود که در یکی از مهمترین مسیرهای تجاری قرار داشت. این بنا جزو میراث جهانی یونسکو هم به شمار می رود. به هر حال زمین لرزه این بنا را قطعه قطعه کرد. تلاش های برای بازسازی این قلعه انجام شد، هر چند بازسازی کامل آن به نظر غیرممکن می باشد. اما حداقل این امید وجود دارد که یکی از شگفتی های دنیای باستان کمی از شکوه و جلال گذشته را بدست آورد!