شش فروزه اهورایی، گامهای عرفان ایرانی زرتشتی- پژوهشی از دینیار مهرین"
در اینجا می خواهیم شش فروزه جاودان اهورایی (شش امشاسپندان) را به شما دوستان آشنا سازیم ولی آنچه که همیشه جای اندیشه دارد این است که این فروزه ها که در پندار انسانها به نمونه فرشته جای گرفته است نه تنها هیچ ویژگی با کارکرد فرشتگان در سایر ادیان نداشته بلکه هیچگونه معنای یکسان یا نزدیکی نیز با آنها ندارد. بر این باور می بینید که این پندار انسانهاست که همیشه از یکسری کارهای بیرون از اندیشه انسانی نماد سازی نموده و آنها را به تصویر خیال می کشد. البته ما زرتشتیان بر راستی پایبند هستیم و باید این واقعیت را نیز گفت که در زمان حکومت ساسانیان بنا به فراخور شرایط زمانی و سطح علمی مردم عادی، از آنجایی که دسترسی به معنای ژرف کتاب آسمانی گاتها وجود نداشته و فقط علم "ژرف نگری به گاتها" در موبدان دیده می شود پس برای افزایش ایمان مردم و بالا بردن درجه ایمان آنها از سوی موبدان ساسانی که دین مزدیسنی را به اوج شکوه خود رساندند تدبیری خاص و کارامد اندیشیده شد و به هر کدام از این شش فروزه جاودانی اهورایی نام فرشته نهاده شد و آنها را با یکی از کارهای نهادین در طبیعت مرتبط ساختند تا با این کار بتوانند در ذهن مردم عوام و با سطح دانش کم مسائل دینی را بهتر القاء نمایند که این کار موبدان بسیار موثر افتاد.
ساختمان بندی جهان اهورایی بر سه ستون بی مانند جاودان "اندیشه نیک"، "گفتار نیک" و "کردار نیک" بنا شده و بالاترین و برترین رده در این ساختمان بندی خدایی است یکتا و بی مانند که نام آن اهورا مزدا (بنیانگذار آفرینش دانای بزرگ) است.
در جهان بینی اشو زرتشت، اهورا مزدا خدایی است که «سرچشمه خرد» است و "خرد" را در جهان هستی برتر و بالاتر از همه چیز استوار نموده است. بنابراین نخستین ویژگی برای پی ریزی یک زندگی خوشبخت و ساختن یک جهان آباد، بهره گیری از نیروی خرد است.
اهورا مزدا با خرد بی پایان خود دارای شش فروزه یا نیروی مینوی می باشد که هر کدام بایستگی ای ارزشمند و بنیادین در پیکره بندی جهان اهورایی دارند و از این نیروی بی کران خویش در روان انسانها دمیده و مردان و زنان، ناگزیر برای خوشبخت زیستن بسوی آنها رفته و آنها را در هستی و زندگی خود آمیخته سازند. این فروزه ها (شش امشاسپند) با فروزه "خرد" (هفت امشاسپند) در هستی آفرینش مادی و مینوی آمیخته شده و از آنها در نوشتارهای اوستایی به "امشاسپنتا" یعنی نیروهای هفت گانه پیش برنده و افزاینده نام برده شده است. همه این هفت نیرو در روان انسان جای داده شده است تا او را به خوشبختی مادی و مینوی نزدیک سازد. بجز فروزه "خرد" سایر شش فروزه ها برای برابری از دیدگاه دستور زبان از دیدگاه ظاهری سه تا ساختار مردانه و سه تا ساختار زنانه دارند. از سویی دیگر واژه "اهورا مزدا" در ترکیب دستوری خود از دو ویژگی مردانه (اهورا) و ویژگی زنانه (مزدا) ساخته شده است و این بدان معنا نیست که برای خداوند یکتا جنسیت و ذات مادی آورده باشیم بلکه در دین مزدیسنا باور همه ما بر این است که در دنیای مادی و مینوی همه چیز بر پایه برابری و یکسانی از دیدگاه اندازه بنا شده است و این برابری در همه چیز چرخه گیتی و مینو (هماهنگی هستی) را می گرداند و خداوند بی همتا بر دو جهان با خرد بی پایان خویش نظارت می کند. شش فروزه اهورایی نمونه ای از بزرگترین ارمغان خداوند دانا و بزرگ برای انسانهاست که در اینجا آورده می شوند:
* فروزه یکم: اشا (راستی): اشا که پایه فلسفه اخلاقی آیین اشو زرتشت را تشکیل می دهد از"اشا وهیشتا" یعنی "بهترین راستی" مشتق شده است. معادل واژه اشا در زبان سنسکریت واژه "رتا" (Rata) و در زبان انگلیسی واژه Right و در پارسی "راستی" است و در زبان پارسیگ (پهلوی ساسانی) به آن "اردیبهشت" گویند. هنجاری که نظام جهان هستی را درست نموده و آنرا بسوی روشنایی سو می دهد. این فروزه 162 بار در گاتها (نسک آسمانی مزدیسنا) آمده است. اشا محور تعالیم جهان شمولی اشو زرتشت است و تمامی آموزه های تربیتی و اخلاقی اشو زرتشت حول آن دور می زند. این واژه یکی از پر معنی ترین و مهمترین واژگان قاموس مزد یسناست. به پیرو اشا، "اشون" (Ashavan) گفته می شود یعنی کسی که در اندیشه، گفتار و کردار، راست می باشد و هم خانواده با واژه "اشو" می باشد و بالاترین درجه از دیدگاه عرفان زرتشتی محسوب می شود. واژه ای که امروزه ما تنها برازنده پیامبری خرد گرا یعنی زرتشت سپنتمان می دانیم. در آیین مزدیسنا و فرهنگ زرتشتی "راستگو بودن" با "متدین بودن" برابر است. قانون راستی قانونی است ازلی و تغییر ناپذیر. «اشا» به حدی در آیین مزدیسنا و فرهنگ زرتشتی اهمیت دارد که چنانچه اخلاق زرتشتی را به یک هرم تشبیه کنیم پایه و اساس آن اشا خواهد بود و نوک آن «وهومن» و سه زاویه اش اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک می باشد.
در گاتها در بسیاری از بندها، واژه اشا بجای واژه "اهورا مزدا" بکار رفته است چرا که اشا همان اراده اهورا مزدا بشمار می رود.
« تنها و تنها از راه اشا است که انسان قادر می گردد به خدا برسد »
* فروزه دوم: وهومن (اندیشه نیک): وهومنه در بیشتر موارد بصورت صفت تفضیلی یعنی بصورت وهیشتامنه (بهترین اندیشه) ذکر می شود. گاهی وهومنه تبدیل به وهو مینو و یا وهیشتا مینو هم شده است. ولی این وهیشتا مینو هیچ ارتباطی با سپنتا مینو ندارد. در زبان پارسی به وهومن "بهمن" گفته می شود. اندیشه ای که مردمان سراسر دنیا را بسوی راستی یا "اشا" سو می دهد و اندیشه بد اندیشه ای است که مردمان را به فریب و کژ راهی انداخته و آنها را از راستی «اشا» دور می سازد. در گاتها سناریوی آزاد اندیشی و دموکراسی اجتماعی به روشنی به چشم می خورد، هنگامی که "گئوش اورون" یعنی "روان آفرینش" از ستمی که بر جهان و جهانیان حکم فرماست شکایت می کند، وهومنه این مژده را می دهد که اشو زرتشت از طرف خدا مامور شده تا جهان را از رنج ها و مشکلات نجات بخشد. واژه «وهومن» در گاتها (نسک آسمانی مزدیسنا) 127 بار آورده شده است.
« وهومن به اندازه ای در آیین مزد یسنا مهم است که گفته می شود آن زندگی بهترین زندگی محسوب می شود و تنها از راه اشا می توان به آن رسید »
* فروزه سوم: خشترا وئیریا (نیروی چیرگی و فرمانروایی بر خود): در زبان سنسکریت به آن "کشترا" (kshatra) گفته می شود چرا که در کیش هند و ایرانی در روزگار باستان ارتباط خاص و پیچیده ای وجود داشته است. و در آیین هند معنای « قدرت» را می دهد ولی در آیین مزدیسنا و دین ایرانی این مفهوم بسیار گسترده تر است و به معنای نیروی خداوندی است و این نیرویی است که در پرتو آن سلطنتی اهورایی بوجود می آید که در آن "اشا" و یا "راستی" به پیروزی کامل می رسد و انسانها را از شور بختی و بد بختی رهایی می بخشد.
آرمان اشو زرتشت آن بوده که همه مردم جهان در راه برقراری حکومت خداوندی و یا حکومت راستی به تلاش و کوشش بپردازند چه فقط با برقراری حکومت راستی است که انسان قادر می گردد کلیه مظاهر فساد را که از دروغ و یا دروج سرچشمه می گیرد از بین بردارد و حق را بجای باطل بنشاند.
به "خشترا وئیریا" در زبان پارسی "شهریور" گفته می شود. از این واژه در گاتها 62 با یاد شده است.
« خشترا وئیریا نیروی فرمانروایی به سهش های (احساسات) ویرانگر در جهان درونی انسان است »
* فروزه چهارم: آرمئیتی (آرامش): آرمئیتی برابر واژه Aramato ودایی است. آرمئیتی به گونه مونث است و نماینده مهر، تقوی و فروتنی است. از طریق آرمئیتی یک انسان می کوشد که از "اشا" پیروی کند. مقام او در مزد یسنا چنان بالاست که گاهی مادر تقوی (Ashi Vanghuhi)خوانده می شود. در وداها نیز «آرماتی» که همان آرمئیتی است پیوندی نزدیک با رتا (اشا) دارد. در زبان پارسی به آرمئیتی "اسفند" (اسپند) گویند. این واژه پاک در گاتها 40 بار آورده شده است.
« آرامش پس آمدی است از چیرگی به خود و سهش های ویرانگر درونی انسان »
* فروزه پنجم: هه اوروتات (رسایی یا تکامل): "هه اوروتات" و کامرتات" یک جفت جدایی ناپذیرند و در گاتها همیشه باهم و در کنار همدیگر ذکر می شوند. هیچ سرودی در گاتها به نام هه اوروتات تنها و یا امرتات تنها وجود ندارد. در پارسی به آن خرداد گویند. جهان آفریده اهورا مزدا همیشه سو به پیشرفت و رسایی دارد. در این جهان هیچ چیز بی جنبش و مرده نیست. همه چیز سو به دگرگونی و پویایی دارد و آرمان آفرینش هستی بی پایان اهورایی و هستی انسانها همکاری با خداوند بی همتاست تا او را در بهبود و نو سازی و پیشبردن جهان (فرشکرد) یاری دهند. نیرو و تندرستی هدیه ای است که هه اوروتات به کسانی که از "وهومن" و "اشا" پیروی می کنند به او می دهد و آنهایی که هه اوروتات نصیبشان گشته از جاودانگی (امرتات) هم برخوردار می گردند.
« با رسیدن به هه اوروتات انسان جاودانه می گردد »
* فروزه ششم: امرتات (جاودانگی): در پارسی به آن امرداد گویند. جاودانگی پس از رسایی و تکامل جای گرفته است. این واژه بیشتر با واژه "هه اوروتات" همراه است. جهان مینوی اهورا مزدا (آن دنیا) جهانی است بی مرگ و جاودانه که آرمان پایانی انسانهاست. در این جهان انسانها در پردیس جاودانه خداوند بی مانند جای می گیرند و فروغ و روشنایی خداوند بی همتا برای همیشه بر آن خواهد تابید.
به عبارت دیگر امشاسپندان اهورایی دارای سلسله مراتبی هستند یعنی هر کس که از ذهن و اندیشه نیک (وهومن) پیروی کرد از راستی (اشا) برخوردار می شود و هر کس از "اشا" برخوردار شد به پاکی و تقوی (آرمئیتی) هم نائل می گردد و هر کس به پاکی و تقوی نائل گردید به کمال و جاودانگی (امرتات) دست می یابد.
لازم به ذکر این نکته می باشد که در کتاب سپند گاتها واژه اشا بیشتر از سایر فروزه ها تکرار شده و پس از آن می توان به ترتیب از نظر تکرار پذیری به فروزه های دیگر: وهومنه، خشترا وئیریا و آرمئیتی اشاره نمود.
پس می بینیم که چرا موبدان ما در زمانهای کهن تاریخ ایران همه این ویژگیهای نیک را در روزهای ماه دینی جای داده اند تا همیشه به یاد خداوند یکتا باشیم و با برخورداری از نیروی بی کران هستی و پرتو مهربانی های خداوند بزرگ با خوشی و نیکی در کنار همدیگر زندگی نماییم.
هماره شاد و نیک زیوید
اته جمیات یته آفرینامی